تبليغاتX
روشنگری

عجب کلکسیونی!        

 دیگه جنگ ازدست آقایان به در آمده . به جنگ آقازاده ها تبدیل شده .  

 جنگ در این زمانه , جنگیست که تبدیل شده است به تاثیر رفتار گذشته آقایان که

 امروزه در رفتار فرزندانشان عریان شده است. رفتاری که این آقازاده ها امروزه

 نشان می دهند جوابی است به زیر سوال بردن اندیشه ها و افکار پدرانشان .

این نوشتار از اقای فرید صلواتی ست و  بیانگر دیدگاه  ایشان بوده

و نقش اندک ما تنها اطلاع رسانی می باشد .    در ادامه بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آرش كياني در پنجشنبه هشتم بهمن 1388 و ساعت 6 بعد از ظهر |

  رو به فردا

 اقدام به برگزاری مناظرات در رسانه ملی! هرچند دیر هنگام اما از هیچ برتر است

 البته شاید هم این فرار از بن بست بی توجهی مردم به این رسانه باشد...

ایده طرح مناظرات نامزدهای دهمین دوره انتخابات که هدف اصلی آن تحت تاثیر قرار دادن افکارعمومی

ودوقطبی کردن فضای انتخاباتی ودرنهایت بالابردن میزان مشارکت مردم درانتخابات بود  کاملا نتیجه داد

والبته بینندگان زیادی را پای جعبه جادویی نشاند. هرچند نتایج ناگواری هم به همراه داشت لیکن باید

 برتاثیر مثبت آن برجذب مخاطب وافزایش میزان مشارکت مردم درانتخابات صحه گذاشت.

بهر حال این روند را به فال نیک می گیریم

باشد این روند نقد وآزادی بیان پیوسته و استوار...امین                                              آرش کیانی

+ نوشته شده توسط آرش كياني در جمعه دوم بهمن 1388 و ساعت 4 بعد از ظهر |

عروج مسعود/احمد شیرزاد


گوشی در دست بر جایم خشکم زد. در یک لحظه خاطرات 24 سال رفاقت در جلوی چشمانم مرور شد. آن سوی خط، ایمان پسر مسعود بود، با صدایی سرشار از اضطراب و آشفتگی، بغضش ترکید: "بابامو کشتن. بمب گذاشتن جلوش، مغزشو متلاشی کردن... " باور نمی کردم. گفتم: چی شده، مادرت اونجاس؟ گوشی را داد به خانم علیمحمدی و او با حزن تمام گریه می کرد و می گفت: درسته آقای دکتر، مسعود رو کشتن، من خودم بالای سرش رسیدم....

ناباورانه دور اتاق می چرخیدم. به بچه ها گفتم. آن ها هم شوکه شدند. باورشان نمی شد. دکتر علیمحمدی، دوست خانوادگی، همکلاسی پدر، رفیق صمیمی دوران دانشجویی او، یک استاد سرزنده و شاد، آدمی سرشار از انرژی و تلاش، مگه می شه؟ چرا او؟ از این برنامه ها نداشتیم. خدایا این دیگر چه حادثه ای است.
همه برنامه هامان به هم ریخت و ساعتی بعد منزل مسعود بودیم. مشاعر درستی نداشتم. هاج و واج و ساکت بودم و ناخودآگاه گذشته را مرور می کردم. جزییات نشانی خانه مهم نبود. تمام منطقه غیرعادی بود و پر از پلیس و نیروهای انتظامی. در آستانه ی منزل جنازه ی خونین مسعود روی زمین بود و پارچه ای روی آن کشیده بودند. اطراف پر از خرده شیشه بود و مردم جمع بودند. چشمم به ایمان افتاد. در آغوشش گرفتم و بغضم ترکید. بوسیدمش و سرش را بر سینه ام فشردم. آن سوتر خانم مسعود بود، دخترش، مادر بیمارش که به عصای چارپایه تکیه داده بود و خواهر مسعود که بی تاب بود و خود را به در و دیوار می کوفت. قیامتی بود. آشنایان و همسایگان بهت زده بودند. همسر مسعود ناباورانه می گفت: صبح تا دم در بدرقه اش کردم، ماشین اش را از پارکینگ خانه خارج کرد و در را بست و لحظه ای نگذشت که دیدم باران شیشه بر خانه بارید و پنجره ها یکباره پایین ریخت. سراسیمه خود را به بیرون رساندم و دیدم که مسعود به حالت چمباتمه بر زمین افتاده است، او را برگرداندم و دیدم مغزش متلاشی شده است... می گفت و می گریید و آتش به حاضران می زد. شیون می کرد و می گفت: من دیدم، خودم دیدم، مغز متلاشی شده ی شوهرم را دیدم....
خدایا این چه روزگار است که بر ما می گذرد.
چند ماه پیش بود که بعد از مدتی دوری منزلش مهمان بودیم. همان خانه ای که او را در آستانه اش به قتل رساندند و در میان شیشه های شکسته و کرکره های در هم پیچیده اش ماتم کده ای فراموش ناشدنی بر پا بود. مسعود بسیار خوش مشرب و دوست داشتنی بود. هر لحظه که او را به یاد می آورم طنین خنده های شیرین اش در گوش ذهنم می پیچد . به محض آن که به هم می رسیدیم سر به سر گذاشتن ها و کل کل کردن هایمان شروع می شد و دیگران را به خنده می آوردیم.
دو سفر با او و دوستان دیگر هم رشته ای برای شرکت در مدرسه تابستانی فیزیک انرژی های بالا به تریست ایتالیا رفته بودیم. تابستان سال های 69 و 70 هر بار به مدت تقریباً یک ماه و نیم که از روز اولش خاطره بود و خنده تا موقع برگشتن. محال بود یک جایی با ورودی های یکی دو دوره ی اول دکترای فیزیک دانشگاه صنعتی شریف گرد هم بنشینیم و چیزهایی از خاطرات آن دو سفر را با هم مرور نکنیم. یادم می آید در سفر اول هر کدام از ما تا جایی که می توانستیم غذای کنسرو شده از ایران با خود برده بودیم تا مبادا در قحطی ایتالیا از گرسنگی تلف شویم! در فرودگاه میلان که نقطه ورودمان به ایتالیا بود پلیس ها مسافران را رد کردند تا سر صبر چمدان های ما سه نفر (من و مسعود و امیر) را بگردند. قیافه های ریش دار ما آن ها را به شک انداخته بود و البته گذرنامه ایرانی مان، هر چند خودمان هیچ چیز غیرعادی در خودمان نمی دیدیم. موقع تفتیش چمدان ها مأموران پلیس فرودگاه میلان یکی یکی قوطی های کنسرو را در می آوردند و می پرسیدند این چیست و ما می گفتیم: food . چشمهاشان گرد شده بود و نمی فهمیدند به چه منظوری این سه جوان ایرانی این همه غذای کنسرو شده با خودشان به ایتالیا می آورند. هر بار که مسعود آن صحنه را با خنده های ویژه اش تعریف می کرد، حاضران را روده بر می کرد.
از مهر ماه 64 با مسعود آشنا شدم. او و امیر ورودی 57 لیسانس در دانشگاه شیراز بودند. من و محمدرضا ورودی 55 شریف بودیم که البته آن زمان اسمش چیز دیگری بود. ما از بهمن 63 دوره ی کارشناسی ارشد را در دانشگاه شریف آغاز کردیم که اولین دوره فوق لیسانس در یکی از رشته های علوم تجربی بعد از انقلاب بود. می شود گفت اولین دوره به طور مطلق، چون قبل از انقلاب جز یکی دو دوره ی ناموفق در این رشته ها فوق لیسانس دایر نشده بود. مسعود و امیر مهر 64 به این دوره پیوستند و تقریباً همه درس هایمان با هم بود. اولش مثل بچه های غریب با کسی حرف نمی زدند. به بهانه همکاری در کلاس های فیزیک عمومی آن ها را به میدان کشیدم و پس از مدتی آن دوستی عمیق مان شروع شد.
سه سال بعد یعنی مهر 76 مجموعه ی ما اولین دوره ی دانشجویان دوره ی دکترای فیزیک در ایران بودیم که البته وحید هم به ما پیوسته بود، که او هم از بچه های شیراز بود. این در حالی است که همان سال ما در امتحان اعزام دانشجو به خارج هم شرکت کرده بودیم که برای نخستین بار شامل دروس تخصصی هم بود و همه ما رتبه های نخست را کسب کرده بودیم. با وجود آن که آن قبولی برای بچه های حزب اللهی آن زمان به منزله ی اعزام قطعی بود و پذیرش گرفتن در دانشگاه های خوب خارج برای ما چندان دشوار نبود، اما ما با یک رایزنی جمعی تصمیم گرفتیم که در داخل بمانیم تا دکترای داخل برقرار شود. تحلیل ما آن بود که اگر از همان نقطه شروع، دوره ی دکتری با دانشجویان قوی آغاز شود، در ادامه نیز با جدیت و توانمندی به پیش خواهد رفت و چنین نیز شد. امروز که به گذشته نگاه می کنم همت سترگ، اراده ی جدی و ایمان و پشتکار استادان و بزرگانی چون اردلان، ارفعی، منصوری و گلشنی را در کنار گذشت و ایثار صادقانه بچه های آن دوران، فرازهایی افتخارآمیز می پندارم.
دوره ی دکترای ما با هم از 67 تا 71 به طول انجامید و درست سر 4 سال آماده دفاع بودیم، با مقالات پذیرفته شده در مجلات معتبر که آن زمان یک سدشکنی بزرگ بود. مهر ماه 71 مسعود قبل از همه آماده دفاع بود. امتحان هم که می دادیم همیشه او اول همه ورقه اش را می داد و می آمد بیرون. بعد هم حاضر نبود در مورد سوال های امتحان و پاسخ های آن ها با کسی حرف بزند. امیر تعریف می کرد که یک بار در دوره ی لیسانس دنبالش می دویدیم که به زور به او بگوییم جواب سوال دومی چه چیز است و او در گوش هایش را گرفته بود و فرار می کرد. در هر حال او اولین دانش آموخته ی دکترای فیزیک در داخل ایران است و این رکورد برای همیشه به نام او ثبت است. پس از او وحید، امیر و من ظرف یکی دو ماه از رساله ی دکترایمان دفاع کردیم و سپس هر کدام راهمان را به سمت یکی از دانشگاه های ایران برای تدریس در پیش گرفتیم.
مسعود در دانشگاه تهران بسیار گل کرد. در مورد دیگران که هنوز زنده اند چیزی نمی گویم. اما مسعود بدون تردید یک استاد بسیار موفق و دوست داشتنی و یک پژوهشگر تمام عیار فیزیک بود. فکر کنم 40 تا 50 مقاله ISI داشته باشد. در زمینه های مختلفی از فیزیک نظری کار کرد از نظریه ریسمانها گرفته تا نظریه کوانتوی هال و کیهان شناسی. مثل همان دوران دانشجویی محققی سریع بود. از زمانی که شروع به یادگیری موضوع جدیدی می کرد تا زمانی که در آن موضوع مقاله تحقیقی منتشر می کرد چندان طولی نمی کشید. در تدریس هم بسیار موفق بود و دروس متنوعی را درس داده بود. یک بار در دفترش دیدم که کتاب سنگین و ارزشمند الکترودینامیک جکسون را ترجمه کرده است که کاری پرحجم و قابل توجه است. گمان می کنم سه چهار سال پیش هم برنده جایزه جشنواره خوارزمی شده بود.
مسعود به لحاظ مشی و مرام سیاسی جزو نیروهایی بود که به طور عام از انقلاب اسلامی و امام خمینی دفاع می کرد. در دوره ی لیسانس در دانشگاه شیراز کم و بیش با بچه های انجمن اسلای ارتباط داشت و قدیمی های دانشگاه شیراز او را خوب می شناسند. از زمان ورود به دوره ی فوق لیسانس بیشتر هم و غم او کار علمی بود اما نسبت به مسایل سیاسی نیز بسیار حساس و علاقه مند بود. در مجموع افکار و اعمال او به مسلمان های معتدل و میانه رو نزدیک بود. نه تمایلات روشنفکرانه و به اصطلاح تحول طلبانه داشت و نه با قرائت های خشک و غیر قابل انعطاف مذهبی میانه ای داشت. انسانی صادق، صمیمی، پر کار، پر تلاش، حرفه ای، اهل دانش و خرد و عقل گرا بود که با هیچ توجیهی نمی توان او را در شمار کسانی که گرایشات راستگرایانه دارند به حساب آورد. در دانشگاه تهران نیز با باند های قدرتمدار راست آمیزش نداشته است و تا جایی که می دانم روابط سالم و صحیحی با مسئولان دانشگاه از طرفی و همکاران هیأت علمی و دانشجویان از طرف دیگر داشت. خیلی زود به مقام دانشیاری و استادی رسیده بود و از چند سال پیش عضو هیأت ممیزه دانشگاه تهران نیز بود که به لحاظ مراتب دانشگاهی با اهمیت تلقی می شود.
زمینه های کاری و پژوهشی اش همان طور که گفتم بسیار متنوع بود اما به یاد نداردم در زمینه های مرتبط با هسته ای کار پژوهشی کرده باشد. البته او هم مثل همه ی ما از مبانی مسایل هسته ای سر در می آورد و می توانست اظهار نظر کند، اما به معنای کسی که کار پژوهشی هسته ای کرده باشد نمی توان او را دانشمند هسته ای نامید.
در این یکی دو ساله اخیر افکار و نظراتش بسیار به جنبش اصلاحی نزدیک شده بود. در یکی دو انتخابات آخر قبل از انتخابات ریاست جمهوری به لیست اصلاح طلبان رای داده بود و برای آن هم تبلیغ می کرد. در انتخابات اخیر نیز به طور جدی از کاندیدای اصلاح طلبان حمایت می کرد. در آن دوره هایی که انتقال پیام ها از طریق ارسال پیامک رایج بود خیلی وقتها پیامک های جالبی که دستش می رسید را برای من نیز ارسال می کرد. یادم هست برایم تعریف کرده بود که در راهپیمایی 25 خرداد از صبح روایت های مختلفی در مورد برقراری یا عدم برقراری راهپیمایی از سوی اصلاح طلبان پخش می شد. او تعریف می کرد که دانشجویان گروه فیزیک دانشگاه تهران مکرر به وی مراجعه می کردند و سوال می کردند تکلیف چیست. دست آخر مسعود به آن ها گفته بود: بالاخره نفهمیدم تکلیف چیست ولی در هر صورت من به راهپیمایی می روم. می گفت این را که گفتم با شلیک شادی دانشجویان مواجه شدم، انگار دنیا را به آن ها داده بودند. روشن است که خوشحالی آنها از آن بوده که استاد محبوب شان نیز با آن ها همراه است.

پنج دهه زندگی پربار و افتخار آمیز مسعود علی محمدی نعمتی است که خداوند نصیب هر کس نمی کند. به صداقت و پاکی روح او گواهی می دهم و از خداوند برایش آمرزش و علو روح در خواست می کنم. روانش شاد باد و خداوند صبری جمیل به بازماندگان داغدار و مصیب زده اشت عطا کند.

.........

برگرفته از تارنمای"سپیداران" نوشتۀ احمد شیرزاد نمایندۀ سابق مجلس در دورۀ ششم

+ نوشته شده توسط آرش كياني در شنبه بیست و ششم دی 1388 و ساعت 6 بعد از ظهر |
جوانان كربلا و نسل 3                                            

                                                                         نوشتاري از آرش كياني

 همين چند شب پيش بود كه به يكي از دوستان قديمي مي گفتم چه خوب که در سال ، ماهی

 به نام محرم هست تا حسین مظلوم را دوباره به یادمان آورد. اين روزها وشب ها خیابان

هاي شهر سرشار از انسان هايي بود که مدعي اند به عشق حسین بیرون آمده اند اما من

چندان عشقي در نگاهشان ندیدم ما جواناني هستيم كه در دهه عزاي حسين عرصه خيابان را

به نمايشگاهي خياباني با كلكسيوني از اندام هاي برجسته فشرده شده در پارچه هاي مشكي

 استرچ وكاناوال فشن ترين تيپ هاي سانتاليزه ي محرك مبدل ساخته ايم... به ياد لب هاي

 تشنه دختران بني هاشم لب هامان را برق انداخته وخط كشي مي كنيم به ياد گونه هاي

زخمي شان گونه هامان را با رژوپنكك وپوليش و... مي آلاييم وبه ياد چشمان اشكبار پسران

 بني هاشم چشمان حريص مان را در جستجوي جلف ترين دختران شهر مي گردانيم .

براستي چند نفر ازاينان امروزبه تشنگی بچه های حسین و دست بریده ی عباس ونگاه منتظر

 رقیه به صبر زینب ،به خونهایی ریخته شده در کربلا فقط براي امر به خوبیها و نهی از

بدیها فکر می کنند؟ علی کوچولوی داستان کربلا تشنه شهيد شد رقیه سر بابايش را در بغل

گرفت زینب تازیانه خورد فقط به خاطر اینکه من تو همه ی جوانان پاک زندگی کنیم حال

گذر از دريچه ي نامردی نیست در همان روزی که آنها براي بر افراشتن پرچم خوبیها

جنگیدند نه به خاطر قطره آبي... ما... چگونه بگويم كه مقصودم نصيحت نيست بلكه

حسرت است از حقيقتي كتمان ناپذير... كه چرا اينگونه نسل ما انيچنين گشته ؟

 براستي ما را چه شده...؟ حتي از خدا به اندازه گشت ارشاد نمي ترسيم ! آنچه امروز

 مي آزارد مرا گسترش اسفناك اين رويه حتي در بافت هاي سنتي و شهر هاي كوچك

كشورمان است واز ديگر سو انبساط اين بازه سني به شكلي كه از دختركان وپسران 11-12

ساله تا مجرد هاي 30-28ساله رواج يافته است . کاش حداقل یک روزفقط يك روزعاشورا

حرمت می گذاشتیم یک روز دختركانمان با چادر فاطمه خودشان را آراسته میکردند نه با رژ

 و کرمو اورشنو بیژنو ریملو مدادو پاک کن و...کاش یک روز پسرانمان چشم بسته می آمدند

بیرون کاش به عشق منا و سحرو آیدا نامها بیرون نمی آمدند یک روز به عشق حسین

می آمدند و یا حتی یک روز به عشق حسین درخانه می ماندند و...اگر نمی توانستیم

عظمت کربلا را درک کنیم و اشک بریزیم حداقل یک روزآزاده باشیم

اما افسوس...    

+ نوشته شده توسط آرش كياني در سه شنبه پانزدهم دی 1388 و ساعت 10 قبل از ظهر |

                              

قطعه شعرذیل راپس ازشنیدن حکم تبعید آقای زیدآبادی سرودم که تقدیم میکنم به پیشگاه خانواده

صبور و ارجمندش وفرزندانش پویا، پارسا و پرهام، - به امید آنکه گناباد چنان که هیچ‌گاه

 پذیرای دکتر هاشم آقاجری نشد (همین چند سال پیش بود که این استاد دانشگاه نیز قرار بود

 به گناباد تبعید شود)، خانواده‌ی زیدآبادی را نیز بطن خود نبیند.

 

تودرآبادی – احمد درگناباد                   شعری ازآرش کیانی    خطاب به ابطحی در رسای احمد:

تو آزادی واحمد دراوین است!

بگو با ما چرا دنیا چنین است؟

چرا آزاده را دربند کردن

توی بیچاره را آزاد کردند

تودر آبادی احمد درگناباد

الهی شهر توویرانه ای باد...

توکردی اعترافاتی که شاید

تن مفلوکت اززندان درآید

دریغا بندهایت را گشودند

چرا با بزدلان اینگونه بودند!

چرا تبعید واعدامت نکردند؟

چرا؟چون روبهی دامت نکردند.

چرا احمد به زندان ها اسیراست

نشاید او که چون مردی دلیر است

دلش شاد ودل تو تنگ بادا...

تو را تازنده هستی ننگ بادا...

از سيرجان تا گناباد   نوشتاری ازسوسن شريعتي دررسای احمد     


آمار نشان مي دهد کتاب «کوير» شريعتي را فقط جوانان مي خوانند و عشاق. اگر مسوولان صدور حکم براي زيدآبادي، عاشق تر بودند و جوان تر و کتاب اين فرزند ديگر کوير را خوانده بودند هيچ ترديدي نيست که چنين حکمي صادر نکرده بودند. مگر مي شود کوير را خوانده باشي و بچه سيرجان را به گناباد و آن هم به قصد تنبيه پرتاپ کني؟ جمله را بخوانيد؛ «آنچه در کوير زيبا مي رويد خيال است، اين تنها درختي است که در کوير خوب زندگي مي کند، مي بالد و گل مي افشاند. خيال اين تنها پرنده نامرئي که آزاد و رها همه جا در کوير جولان دارد.» زيدآبادي فرزند کوير است؛ «از همان درختان شجاعي که در کوير مي رويند».

گناباد باشد يا سيرجان چه فرقي مي کند؟ جواني اش مي گويد مثل همه بچه هاي اين خطه مي داند در برهوت چگونه از پس زندگي برآيد يا بر عکس از پس برهوت. مگر قرار نيست به او سخت بگذرد. سخت نخواهد گذشت؛ «آسمان کوير پر از سرگرمي است. پر از جاده هاي روشن که به ابديت مي پيوندد. «شاهراه علي» و «راه مکه» تفرجگاه مردم کوير. (شريعتي) براي از خاصيت انداختن بچه کوير بايد او را به جاي خوش آب و هوا پرتاب کرد؛ جايي که آب باشد و ابر و رطوبت. هوايي خوش و سبزي و چهچه بلبلان... رطوبت مي آيد و... ديگر معلوم نيست از تخيل زيدآبادي چيزي باقي بماند؟ البته اگر همين تخيل مسبب جرائم او باشد. هنوز هم دير نشده است، کوير را بخوانيد و حکم زيدآبادي را تغيير دهيد.

۱) گناباد: گناباد همان «جنابد»ی است که حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه‌اش از آن بارها یاد کرده؛ آنجا که مدفن «پیران ویسه»، وزیر کاردان افراسیاب است. گناباد،در250کیلومتری جنوب مشهد با جمعیتی حدود 40 هزار نفر، در زمره‌ی مناطقی قرار می‌گیرد که بیشترین آمار حوادث جاده‌ای را به‌خود اختصاص داده است وفاقد حداقل امکانات رفاهی و دارای شرایط آب وهوایی بدی ست.

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در شنبه پنجم دی 1388 و ساعت 11 قبل از ظهر |
ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمیشنوند ، چه تلخ است قصه ی عادت...یلدامبارک
+ نوشته شده توسط آرش كياني در دوشنبه سی ام آذر 1388 و ساعت 8 بعد از ظهر |

       انا لله و انا الیه راجعون       

     ساعاتی پیش از خبر ناگوار در گذشت آیت الله منتظری مطلع شدیم.طبق آخرین

 اخباراحتمالا مراسم  تشییع جنازه آیت الله منتظری روز دوشنبه ساعت ۹ صبح از دفتر

       ایشان واقع در قم، خیابان شهید منتظری، کوچه شماره ۱۲ برگزار می شود.

+ نوشته شده توسط آرش كياني در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 و ساعت 10 قبل از ظهر |

                       حقیقت چیست؟                                                      

                                                                                   نوشتاري از آرش كياني

دراين اشفته بازارسياسي ما نباید ازیاد ببریم که  شریعتی  ازاديخواه ابوذر ساده زیست استخوان

شتر در دست را به ما یادآوریمی کرد و به راستی که شریعتی خود نیز ساده زیست بود

و دغدغه مبارزه فقر و غنا داشت و اصلآ ابوذر زمان بود.اما برخي روشنفکران امروزجامعه

 ما درکنار مرفه ان بیدرد قرارگرفته ودغدغه فقرملت خویش را ازیاد برده اند وسالها فریاد

ازادی سردادند اینچنین بود که رقیب را به مظهرعدالت مبدل ساختند . گویند سلمان به پیامبر

چندین بار مشاوره می دهد وراهکار ارائه می کند و ابوذر فریاد عدالت و مبارزه با دنیا طلبی

سر می دهد. شاید تفاوت روشنفکری با تفلسف و دانشمندی را بتوان در این جا دید که روشنفکر

چشم بینا و همیشه بیدار و حنجره همیشه پر فریاد جامعه است. اسلام اگر می خواهد الگوی

زیست اجتماعی وهدفی مطلوب برای پس از انقلاب باشد نمی تواند وسیله و ابزار انقلاب را در

جایی خارج از خودش بیابد و این وسیله را شریعتی فراهم کرد.او که جایش امروز درمیان مان

بسیارخالی ست .امروزکه نمیدانیم حقیقت چیست .یکی از مصیبت هایی که در مباحثات سیاسی

ماجریان دارد این است که معلوم نیست دعوا بر سر چیست.مثلا هرکسی یک نرخ تورم برای

خودش مطرح می کند و نفر مقابل او را دروغگو می خواند آیا بهتر نیست به جای این بحث

 ها بنشینیم و تورم را تعریف کنیم. هرکسی خودش را مدافع انقلاب ودلسوزملت می داند و

 دیگری را خطری برای انقلاب می شمارد و در این میان هیچ کس تعریفی از انقلاب ارائه

 نمی کند.در این میان عده ای خویش را سبزعلوی ورقیب را سبزاموی می نامند بطوریکه

 سبز علوى طرفداران جنبش سبز را متهم کرده که در تعارض با سلوک على و ائمه

 معصومینند،همین رویه دراردوگاه مقابل نیز جریان دارد.در آخرين مورد آن كه منجر به

 نوشتن اين مقاله ام گرديد مواضع كساني ست كه حتي 1بار هم امام را نديده اند وكنون خود

 را بيش از خانواده امام مدافع و پيرو خط امام مي دانند.

مساله این نیست که چه کسی حقیقت را می گوید

مساله این است که.........  حقیقت  چیست؟

+ نوشته شده توسط آرش كياني در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 و ساعت 6 بعد از ظهر |

                                 همایش"شمعی که نمیرد" برگزار مي شود                                 

همایش"شمعی که نمیرد" با هدف بازخوانی اندیشه‌های دکتر علی شریعتی از 21 آذر ماه به مدت دو روز در دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار مي شود. " پارادایم فکری شریعتی" با سخنراني امین قانعی راد ،"آرای دین شناسی شریعتی" با سخنراني امیرمازیار، "شریعتی و نقد مدرنیته" با سخنراني سروش دباغ ،"تداوم راه شریعتی و موانع آن" با سخنراني احسان شریعتی ،" نسبت دوره ی ما و شریعتی" با سخنراني تقی رحمانی و "شریعتی و تجدد " با سخنراني حجه الاسلام خسروپناه موضوع هايي هستند كه دراين همايش توسط افراد ياد شده مورد بررسي قرار مي گيرد .


به گزارش ايلنا ، اين همايش توسط کانون مطالعات و تحقیقات فرهنگی دانشگاه صنعتی امیرکبیر از ساعت 14 تا 20 تاريخ ياد شده به دبيري فاطمه اجاره‌دار برگزار مي شود .

" پارادایم فکری شریعتی" با سخنراني امین قانعی راد ،"آرای دین شناسی شریعتی" با سخنراني امیرمازیار، "شریعتی و نقد مدرنیته" با سخنراني سروش دباغ ،"تداوم راه شریعتی و موانع آن" با سخنراني احسان شریعتی ،" نسبت دوره ی ما و شریعتی" با سخنراني تقی رحمانی و "شریعتی و تجدد " با سخنراني حجه الاسلام خسروپناه موضوع هايي هستند كه دراين همايش توسط افراد ياد شده مورد بررسي قرار مي گيرد
.

براساس اين گزارش در بخش مناظره ها هم حجه الاسلام غرویان و رضا علیجانی با موضوع "شریعتی، روحانیت و روشنفکری" و بیژن عبدالکریمی با منوچهری با موضوع" نسبت شریعتی و دموکراسی" با هم گفت و گو مي كنند
.

مراسم اختتامیه و پایان اين همایش با سخنرانی پوران شریعت رضوی 22 آذر ماه برگزار مي شود .

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در شنبه بیست و یکم آذر 1388 و ساعت 11 قبل از ظهر |

تجلیل   از   ننگ

با كمال تاسف و شرمساري خبر ديدار آقايان خاتمي و كروبي ازابطحي اين اصلاح طلب دون

 مايه در محافل خبري منتشرگرديد.با وجود اينكه بنده اساسا شكست اصلاح طلبان دراين انتخابات

 را پذيرفته ام اما همانطوركه درپست هاي قبلي اين وبلاگ نگاشته اممعتقدم کسي که خویشن و

افکار  و عقاید  و حامیان خویش  را گویا با تازیانه ای به نرخ اعتراف حراج میکند چه ازجناح

اصلاح طلب وچه اصولگرا بهتر آنست که طرد شوند تا ننگش دامنگیر یک جناح نگردد. امروز

 كساني كه به جای سرزنش به ديدار معترفين ميروند ایا غافلند که اینگونه دامن خویش را به ننگ

 ان خود فروشان می الایند. گویا در این اشفته بازار سیاسی واژه ننگ رنگ باخته از انرو که

 حتی اگر قصه پرغصه این سناریو را برای یک افریقایی بی طرف نیز نقل کنیم بی شک خواهد

 گفت:

 که حرکت ستایش گرانه اقایان خاتمی و کروبی از ابطحی ( این تا ابد اسیر رها گشته ازقفس)

مشتی محکم و توهینی اسنفناک به امثال آقایان نبوي رمضان زاده میردامادی زیدآبادی مومنی

 دکترملکی و... بوده است. درحیرتم چرا ازمیان هزاران نویسنده اصلاح طلب تر متعصب تر

 ازحقیرکسی به شماتت این حرکت توهین آمیز لبی نشود و سطری نه به اعتراض حتی به نقد

 ننگاشت؟!

به امید انکه هیچ بنده ای اینگونه خوار نگردد که ننگش بی گمان دامنگیر خواهد بود

 وخداوند چشمان ما را برابر حقایق پیرامون خویش بگشاید.

+ نوشته شده توسط آرش كياني در سه شنبه دهم آذر 1388 و ساعت 6 بعد از ظهر |

  راهکاری برای کاهش شکاف میان     عوام (گرسنه)     و   روشنفکران(سیر)

نوشتاری ازمدیروبلاگ :آرش کیانی

همه ما نیک یقین داریم که دموکراسی به وجود روشنفکری نیاز دارد که وظایفی بیش از انجام مراسم و شعائر بر عهده گیرد . اما روشنفکران بیش از طرح صوری شعارهای لیبرال ، باید انتقال " اگاهی های دموکراتیک " به جامعه را وجهه همت خود سازند .این همان چیزی ست که درکشور ما ازیادهارفته است واینچنین شکافی عمیق میان توده وروشنفکران رادرایران رقم زده وحال هیچ یک ازطرفین انتخاب ورای دیگری را نمی پذیرد.

برای اتصال ووحدت توده وروشنفکران انتظارچندانی از توده نباید داشته باشیموظیفه اصلی پیوند آفرینی برعهده روشنفکران است واین تنهابا انتقال " اگاهی های دموکراتیک " به عوام شکل می گیرد.‫اینگونه است که میتوان دموکراسی را از خطرِ دماگوژی، عدالت را از خطرِ عقب ماندگی، و امنیت را ازتبدیل این وعده ها به پروژه های تعریف شده‬ تمامیت گرایی نجات داد

دردهه اخیرباتوجه به بستر دوآلیزمِ ساختارِ اقتصادی، شکل گیری طبقات اجتماعی جدید و غیبت آگاهی طبقاتی،‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫توزیع نابرابرِ فرآورده های توسعه و تمرکزِ قدرت شکاف میان توده وروشنفکران ماشکل گرفت.ضمن ادای احترام به همه روشنفکران ونویسندگان بزرگواربایداذعان کنیم تا زمانی که روشنفکر ما باشکم سیربخوابد ودرک متقابلی ازعامی مستضعف نداشته باشد

وتنها به انتقال آگاهی درفضای اینترنت وامثالهم ( آنهم با کپی پیست ) بیندیشد واکتفا کند آنگونه که اکنون است وهمچنان با اکتفا به مطالبه ی آزادی شعارعدالت رادرانحصاررقیب وا نهند وهمچنان به حمایت از مفسدان اقتصادی بپردازند.هیچ دردی ازجامعه درمان نخواهد شد واین شکاف عمیق وعمیق تر می گردد.

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در دوشنبه نهم آذر 1388 و ساعت 4 بعد از ظهر |

آژیر خطر پس ازسال ها سکوت در صداوسیما           نوشتاری از ارش کیانی

 

شامگاه اخرین سه شنبه آبانماه 88 پس از سی سال سکوت درصداوسیمای ایران مرزی شکست وحقیقت همیشه کتمان شده ای اعتراف شد و آژیری هرچند دیرهنگام وکوتاه به صدا در آمد.

این نه یک مناظره سیاسی بود و نه یک جنجال ورزشی ـو مهمان این برنامه زنده که یکی رفتارشناسی کاردان وروشنفکر بود ودیگری نبود کسی جز علی مطهری که بیش از فضل از پدر شهرت به ارث برده است با همان حرف های تکراری اش.

سالها جدل بر سر پست های سیاسی که آخرین موردش در انتخابات اخیر رخ داد هرگز به مسئولین دلسوزما همین شیفتگان خدمت مجال واکاوی را در مقوله فرهنگ نداد .در سالهای اخیر با گسترش روزافزون روابط .ج.ن.س.ی دختران وپسران ایرانی که اخیرا با دسترسی آسان وارزان همه به خطوط موبایل سربه فلک نهاده وحتی به میان کودکان راهنمایی ودبستان رسوخ نموده است.واین بود موضوع برنامه آژیرشکه یک.

عده ای از خدمتگذاران دلسوز اساسا این مسئله را کتمان می نمودند.رسانه ملی نیزکه تمام اوقات به پخش وتلقین پیامهای بازرگانی وسیاسی خویش مشغول بوده و چشم خویش به روی این مسایل بسته است.  واما از میان مسئولینی که این مقوله را پذیرفته اند :

عده ای از دلسوزان اسلام ومسلمات باتوم بدست گرفته وجوانان عزیز را به صراه مستقیم رهنمود می کنند. در دانشگاه ها دیوار می کشند و سایت ها را فیلتر میکنند ومحدودیت می پراکنند. وقدر فساد در جامعه مان گسترده تر میشود صدای مرگ بر امریکای انان بلندتر گشته. همانانی که قصورخویش را همواره بر دوش شیطان!! می نهند.

 وعده ای دیگر برای دست یازیدن به پست های خدمتگزاری شعار ازادی سیتی صفا سر می دهند . وجوانان بدبخت ما را اینگونه به ستادهایشان کشانده و ارای بالای زانویشان را به صنوق های انتخابات می کشانند. درحالی که کشور ما مملوء از جوانان تحصیلکرده وتحصیلکرده های بیکار وبیکارهای مجرد ومجردان فاسد وفاسدین معتاد ومعتادان جوان و جوانان افسرده وافسرده گان فقیر است...

آقای مطهری در این برنامه دگر بار از"ازدواج موقت "سخن راندند.

ایشان ازدواج موقت را برای دختران وپسران دبیرستانی توصیه کردند.

وبه قول حق اقای عباس عبدی ایا این اقا حاضراست دختر ۱۵ساله خویش را به صیغه کسی در

اورد؟!  براستی ایا ایشان به عقد موقت دختران خویش نیز رضایت میدهند؟!

البته این شعار های ازدواج ساده واسان واین قبیل چرندوپرند ها مدتی ست ورد زبان دلسوزان مرفه مان گشته است. درحالی که فقر وبیکاری واعتیاد بیداد میکند ودرپی اینهات که هرم ازدواج درایران به شکل لوزی وبحرانی درآمده است. ایشان در جواب مجری برنامه که دلیل بی تفاوتی نمایندگان دلسوز مجلس را به این مسائل پرسیدند. گفتند: اکثرخدتمگزاران سنشان بالای 50ست واین جزء نیازهایشان نیست !

اما مجری شجاع برنامه باردیگر پرسید ایا انان دختر وپسرجوان در منزل ندارند تااین مشکلات را درک کنند؟ اما غافل از اینکه فرزندان پاک این دلسوزان تاخرخره سیرند واگر بخواهند ماهی چند وعده ازدواج میکنندوفرزندان نمایندگان دلسوز ما نه بیکارند نه مشکل مسکن دارند.

ایشان دربخش دیگری از برنامه دیدگاه ونظریه قدیمی خویش را اینچنین عنوان کرد: ( اکنون درکشورمان نسبت به گذشته درپی تغییر پوشش ها تحریک بیشترشده درحالی که روابط نامحدود ممنوع ست. دلیل معضلات موجود این دوگانگی ست. اما درغرب هم شیوه پوشش ازاد است هم زمینه اطفاء نیازها وجودارد.) انگارایشان پوشش وفرم لباس را قبل از انقلاب فراموش کرده اند!

اگر امروز دختران ما شلوارهای استین کوتاه ومانتوهای استریچ وکوتاه می پوشند 30سال پیش که تاپ وشلوارک ومنوژیت بر تن می کردند .اندام های فشرده شده در مانتوهای تنگ امروزی هرچه باشد تحریکش ازبازوان سیمین وگیسوان رنگین واندام برهنه دختران دهه60که نیست؟

چطوربا ان همه زمینه تحریک جوانان ما پاک تر ومعتدتر بودند وروابط پنهانشان به این مرحله وحتی این سنین پایین نرسیده بود . و هنوز هم جوانان دیروز که پدران ومادران امروزهستند برعقاید خویش پایبندند.

اما جوانان امروز ما اینچنین بدون هویت گشنه اند. حال روابط پیدا وپنهان دختران وپسران مسلمان شیعه ما انقدرگسترش یافته وحتی در سنین پایین وشکلی ناکام چنان رایج شده که اکنون صداوسیما نیز با آژیر هرچند دیرهنگامش بدان اعتراف میکند..!

درپایان باید عرض کنم جای خالی جامعه شناس روشنفکر شیعه شهید دکترعلی شریعتی در بحث واکاوی این حقیقت تلخ جامعه امروزایران بسیار خالی بود. بی گمان او راهکارهای مطمئنی پیش روی مان قرارمیداد و بی پرده فاش میکرد که اعتیاد .بیکاری .فقرودرپی ان بالا رفتن سن ازدواج اصلی ترین عامل گسترش روابط نامحدود میان دختران وپسران ایرانی ست.

به امید...

+ نوشته شده توسط آرش كياني در شنبه هفتم آذر 1388 و ساعت 6 بعد از ظهر |

                        میلاد شهید دکترعلی شریعتی گرامی باد

نوشتاری از آرش کیانی

اکنون که به روال تاریخ دگربار در آستانه میلاد استاد شهیدمان  زنده نام  دکتر علی شریعتی

 قرارگرفته ایم .اوکه حلاج گونه سنگهای عداوت وجهالت رابرجان خرید وحتی صبورتراز

حلاج دم برنیاورد چه ان هنگام که شبلی های زمان خشت های اتهام بسوی وی پرتاب کردند.

اورامظلومانه از میانمان برداشتند اما ندانستد که اوبه دلهامان رسوخ خواهد کرد. تجلی پویایی و

شکوفایی افکارشریعتی همچنان رو به گسترش است وتا ابد جاودانه خواهد ماند ازان روکه

نشات کرفته ازمعرفت علی وپیام حسین و روشنگری زینب بود.بلاشک اوچون مولانای تشیع

بوده افکار همچو می نابش با گذشت زمان ارزشمندتروموثرترخواهد شد.اوپلی مستحکم ومسیری

روشن برای نسلهای پس ازخویش خواهدبود چون میانبری درشناخت علی و فاطمه ومولای

مظلوم مان حسین . وامسال که درایام میلاد دکتر عرفه را درپیش داریم تصمیم برآن داشتم که

دراین مجال با افکارقاصرخویش ازمنش وبینش کم نظیر دکتر بنویسم ان هم در شرایط امروز

جامعه که جای خالی ایشان بسیارقابل لمس است بلا شک طی این سالها نظیر او متاسفانه

پرورش نیافت اما روشنفکران جوان وبیداری چون محمدامین تاجورقدم در راه ایشان نهادند واین

دلیل بارزیست در جاودانگی و روشنفکرپروری افکارمکتوب به یادگار مانده دکترشریعتی .با

تمام این احوالات دراین مجال به نگاهی کوتاه از زندگینامه این روشنفکر شیعه ناسیونالیست بسنده

میکنم از انرو که بسیاری ازمخالفان همواره ما را متهم به تابو سازی میکنند همانانی که از امثال

مطهری با دهها جشنواره و فیلم وکتاب ودلارو...ابرتابوهایی بی بیدل ساخته اند.همانانی که از

برجستگی وگسترش افکار دکترشریعتی می گریزند ازانرو که نتیجه آنرا فراموشی مطهری

وامثالهم می پندارند اما غافلند که مردان بزرگ تاریخ جای کسی را تنگ نمی کنند . اکنون

زندگینامه دکتر:دکتر شریعتی در دوم آذرماه سال ۱۳۱۲ در مزینان ازتوابع شهرسربداران

سبزوار متولد شد. شریعتی در سال ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل در رشته دکترای ادبیات فارسی

به ‌فرانسه رفت و در مدرسه زبانهای شرقی پاریس بنا به پیشنهاد جمالزاده تز دکترای خود را در

زمینه تصحیح دکترای بلخ نوشت . شریعتی در سال ۱۳۴۳ به‌ایران بازگشت و ابتدا به‌عنوان دبیر

دبیرستان و سپس به‌عنوان استادیار دانشگاه مشهد شروع به فعالیت کرد. دکتر شریعتی که در

سال ۱۳۴۸ به‌ حسینیه ارشاد در تهران دعوت شد و از آن زمان با سلسله سخنرانیهای معروف

خود به مبارزه ضد حکومت شاه پرداخت. از اواخر سال۵۰ تا۵۱، کار ارشاد سرعت غریبی پیدا

کرده بود. دکتردانشجویان هنر دوست را تشویق می‌کرد تا نمایشنامه ابوذر را که در دانشکده

مشهد اجرا شده بود، بار دیگر اجرا کنند. بالاخره نمایش ابوذر در سال ۵۱. باعث ترس ساواک

شد، تا حدی که در زمان اجرای نمایش بعد به نام «سربداران» در ارشاد، حسینیه برای همیشه

بسته و تعطیل شد، درست در تاریخ ۱۹/۸/۵۱. از دکتر شریعتی دهها جلد کتاب و مقاله تحقیقی و

متون سخنرانی برجای مانده‌ است که هیچگاه غبارکهنگی برخویش ندید ازیرا که برگرفته از

تشیع اصیل علوی بود. علی شریعتی روز ۲۹ خرداد سال ۱۳۵۶ به شکل مشکوکی به مرگ

رسانده شد. آرامگاه وی برخلاف وصیتش در سوریه و درساهای اخیر درحال نابودی است.طی

سالهای فراغش یادش همیشه زنده و افکاش همچنان پویا وراهش همواره جاودان بوده وجاویدان

خواهد ماند.

درادامه مطلب نگاهی داریم به کتاب" طرحی از یک زندگی"اثرهمسراستاد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آرش كياني در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 7 بعد از ظهر |

 سیاست های مستما لیستی :

متاسفانه روسیه  اخیرا اعلام کرده نیروگاه بوشهر را امسال نیز به راه نخواهد انداخت . و

 مقامات کاخ کرملین در حال دستیابی به تفاهم با مقامات کاخ سفید برامده ند . پیش از این نیز

 مدودوف درپی دیدارووعده هایش با  رییس رژیم اشغالگر صهیونیستی  از تحویل موشک های

 اس 300به ایران خوداری کرده بود

با وجود اظهارات شفاف  وزیرروسیه دررابطه با عدم راه اندازی نیروگاه بوشهر درسال

 جاریبرخی از سیاسیون وروزنامه ها این اظهارات را دروغ یا مزاح  خوانده وازراه اندازی

 آن درماه های اینده خبر دادند!!!

روزنامه کیهان نیز درواکنش  به این اطلاع رسانی وزیرروسی نوشت دلایل فنی باعث

تاخیرمجدد روسها گشته است.انها بدقول نیستند. البته کیهان نگفت که آیا دلیل روسیه برای

 تحویل ندادن  موشک های خریداری شده ی  اس300 به ایران نیزدلایل فنی بوده است؟!

به هرحال باید امیدواربود که فال کیهان راست باشد و برادران روس به تعهدات شان عمل

کنند. اما برادران روس به طور سنتی سیاستمدارانی حقه باز و دروغگو هستند و وقتی منافع

 خود را در دو طرف یک رابطه خصمانه ببینند گویی که بهترین فرصت را برای بهره برداری

و سوء استفاده از هر دو طرف به دست می آورند و به همین دلیل مرتبا تغییر موضع می دهند.

آنها نه کراهتی در دوستی صمیمانه با غرب نشان داده اند و نه در ابراز دوستی با ایران

 ثابت قدم بوده اند.درچنین شرایطی ازبرادران سلحشوربرخی روزنامه ها و بعضی از

محافظه کاران اظهاراتی تا این حد ماستمالیستی  انتظار نمیرود.

+ نوشته شده توسط آرش كياني در دوشنبه دوم آذر 1388 و ساعت 8 بعد از ظهر |

گرامی باد  یاد جاویدان و خاطره تلخ پرواز پروانه و داریوش فروهر

همه ما نیک می دانیم که داريوش فروهر از جمله فعالين سياسي حامي دكتر مصدق كه فعاليت هاي مبارزاتي زيادي با دربار سلطنتي محمدرضا پهلوي را در كارنامه خود دارد و بارها به بند كشيده شد تا جايي كه زندان را خانه دوم او مي خواندند و  به واسطه فعالیت‌های سیاسی‌اش پس از کودتای ۲۸ مرداد، برای دستگیری زنده و یا تحویل مرده‌اش جایزه تعیین كردند.

داریوش فروهر در ۲۶ دیماه ۱۳۵۷ و همزمان با فرار شاه از ایران، برای ملاقات با امام خمینی عازم پاریس شد و ۱۶ روز بعد همراه امام خمینی به کشور بازگشت. او بلافاصله پس از انقلاب، در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ درکابینه دولت موقت به ریاست مهدی بازرگان شرکت کرد و به عنوان وزیر کار در دولت موقت ایران مشغول به کار شد. او حقوقی بابت شغل وزارت دریافت نکرد . وي همزمان با آغاز پاییز سال ۶۰ به زندان رفت و پنج ماه زندان را نیز در کارنامه سیاسی پس از انقلاب خود به جای گذاشت.

پروانه اسكندري نیز از معدود زنان سياسي ايران كه پا به پاي همسر خود در تمامي فعاليت هاي سياسي حضوري موثر داشت. او داراي زباني شيوا و لحني زيبا در نوشته هايش بود و پس از مرگش دخترش پرستو فروهر اقدام به گردآوری مجموعه‌ای از شعرهای برگزیده وی نمود و آنها را در قالب کتابی با نام «شاید یک روز»  به چاپ رساند.

به امید موفقیت فرزندان سرافرازشان آرش و پرستو فروهر

روحشان شاد و راهشان جاوید

+ نوشته شده توسط آرش كياني در دوشنبه دوم آذر 1388 و ساعت 3 بعد از ظهر |

فوتبال ايران هيچ سهمي در برترين‌ها نداشت!                                                         

اری به همین سادگی عنوان بهترين تيم ملي فوتبال آسيا براي كره‌شمالي تيم‌هاي ملي كره جنوبي، كره شمالي و استراليا نامزدهاي نهايي براي دريافت بهترين تيم در قاره كهن بودند كه در نهايت كره شمالي عنوان بهترين را به خود اختصاص داد. در بخش زنان نيز تيم‌هاي ملي فوتبال ژاپن، كره شمالي و كره جنوبي حضور داشتند كه تيم ملي زنان ژاپن مقام اول را به دست آورد. * كره‌شمالي بهترين فدراسيون فوتبال آسيا شد با برگزاري مراسم انتخاب برترين‌هاي قاره كهن، فدراسيون فوتبال كره شمالي در سال 2009 عنوان برترين را از فدراسيون ايران كه در سال 2008 كسب كرده بود پس گرفت. در بخش فدراسيون‌ها، فدراسيون فوتبال ايران، ژاپن، كره‌شمالي، عراق و امارات 5 نامزد اين بخش بودند كه فدراسيون كره‌شمالي عنوان برترين را در سال 2009 به خود اختصاص داد. همچنين نشان افتخار بهترين فدراسيون در بخش زنان هم كه فدراسيون‌هاي ژاپن، ويتنام، چين، كره جنوبي و كره شمالي حضور داشتند به فدراسيون زنان ژاپن رسيد. * هو جونگ مو از كره‌جنوبي بهترين مربي آسيا شد هو جونگ مو از كره‌جنوبي به دليل موفقيت اين تيم در راهيابي به مسابقات جام جهاني 2010 به عنوان بهترين مربي سال آسيا انتخاب شد. هو جونگ مو، سرمربي كره‌جنوبي، كيم جونگ هون، سرمربي كره‌شمالي و تاكشي اوكادا از ژاپن كه هر سه مربي تيم‌هايشان را به جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي رساندند، نامزدهاي دريافت عنوان برترين مربي قاره كهن بودند كه سرانجام هو جونگ مو سرمربي تيم ملي كره جنوبي اين عنوان را به دست آورد و جايزه ويژه را از مسئولان AFC گرفت. * اندوي ژاپني بالاتر از عقيلي مرد سال فوتبال آسيا شد بازيكن تيم ملي ژاپن به عنوان بهترين بازيكن سال 2009 قاره آسيا انتخاب شد. فيراس الخطيب از سوريه بازيكن تيم القادسيه كويت، هادي عقيلي از تيم سپاهان ايران، كنگو ناكامورا از ژاپن و بازيكن تيم كاوازاكي فرانتاله، سيد محمد عدنان از بحرين و بازيكن تيم الخور قطر و يوشيتو اندو از ژاپن، بازيكن تيم گامبا اوزاكا 5 نامزد نهايي انتخاب بهترين بازيكن آسيا بودند كه در پايان يوشيتو اندو اين عنوان را به خود اختصاص داد و جايزه خود را از محمد بن همام، رئيس كنفدراسيون فوتبال آسيا دريافت كرد.مبارکشان باد

+ نوشته شده توسط آرش كياني در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 6 بعد از ظهر |

امارات ـ ایران ـ امریکا...

 سه مطلب مجزای ذیل  از روزنامه جام جم به دلیل ارتباط ناگزیر و تنگاتنگ شان  انتخاب نموده

وقضاوت در این باره را به شما بزرگواران واگذار میکنم:

 صدیقی امام جمعه تهران در نمازجمعه دیروز29ابان گفت:

ارتباط با امریکا برای کسی روزی نیاورده وافتخار نیست .     

درپی تحریم های جهانی به پیشنهاد امریکا علیه ایران ناخواسته امارات به گلوگاه بازرگانی  

ایران بدل شده است اماراتی که همواره علیه کشور عزیزمان موضع گیری می کند وادعای

مالکیت  جزایر ایران را همواره با گستاخی وتهدید عنوان میکند .

 بیش از 50درصد بنزین 70درصد میوه 60درصد ش وبخش اعظمی از سایل الکتریکی وارداتی

ایران در اسناد گمرک به نام امارات ثبت شده است.

(جالب اینجاست که) طی قرار داد هسته ای که در اغاز سال 2009میان امریکا وامارات منعقد

گردید امارات اولین کشور عربی میشود که امکان تولید برق از انرژی هسته ای را خواهد یافت.

روسیه درقبال راه اندازی نیروگاه بوشهر وتحویل موشکهای اس300 درتعهداتش بدقولی میکند.

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 3 بعد از ظهر |

خبرهای داغ این روزها :

علت مرگ ناگهانی پزشک نیروی انتظامی درکهریزک خودکشی اعلام شد.(اعتماد)

 دادگاه متهمان حوادث کهریزک .کوی دانشگاه ومجتمع مسکونی سبحان که تاکنون برگزارنشده اعلام گردید

بصورت غیرعلنی خواهد بود.(افتاب)

 محسن هاشمی : شلوغ می کنیم تا پول بیشتری بگیریم (ایران)

 صدور حکم حبس ابد برای قاتل روسی تبار شهیده حجاب مروه الشربینی دردادگاه آلمان

(جام جم)

 ***درخواست مهندس بهزاد نبوی جهت برگزاری دادگاه  اش بصورت علنی و پخش محاکمه

ازتلویزیون پذیرفته نشد.***

 نلسون ماندلا وجیمی کارتر درراهپیمایی27سپتامبر(6دی) دراعتراض به حصرغزه دررفح 

حضور می یابند.

درخواست مقامات قضایی کشور جهت بازگشت مهدی هاشمی برای بررسی اتهاماتش

 ۵متجاوزسابقه دار که باربودن زنی جوان وی رادربیابان های تهران مورد آزارو اذیت قرار

دادند ساعاتی پس ازدستگیری واعتراف   آزاد   شدند !!!

 تجاوز3شرور به زن سرایدارجوان دربرابرچشمان شوهرش باتهدید به قتل کودکشان درمنزلش

۶شرورباربودن زن خانه دار و را دربیابانها شرق تهران مورد تعدی قراردادند

 قطع پخش برنامه های شبکه العالم ازروی ماهواره های عرب ست ونایل ست

 اهدای جایزه فلسفی  ابن سینا به ایت الله جوادی آملی

 دلایل فنی باعث تاخیرمجدد روسها گشته است.( کیهان)

 انتقاد فیروزابادی ازتاخیرروسیه در تحویل موشک های اس300به ایران (جام جم)

 کشتاروحشیانه شیعیان مظلوم جنوب یمن توسط ارتش یمن وعربستان واردن

 گفتگوی روسای جمهور آمریکا وروسیه درسنگاپور راجب ایران

 پرسش 60نماینده از وزیر دررابطه با رکود سرمایه گذاری در پارس جنوبی

 مجمع عمومی سازمان ملل متحد 18 جولای روز تولد نلسون ماندلا را به عنوان " روز جهانی

ماندلا"عیین نمود.ماندلا رییس جمهور سابق آفریای جنوبی وبرنده جایزه ی صلح نوبل به پاس

خدماتش در رواج فرهنگ صلح  صاحب این عنوان ماندگار جهانی گردید.

هفته کتاب وکتابخوانی  اعلام شد.کسب رتبه 46 ایران درخاورمیانه در وضعیت کتابخانه ها

 تصویب بودجه 20میلیون دلاری  برای مقابله با آمریکا وافشای نقض حقوق بشر دراین کشور

 و پیشنهاد کمیسیون امنیت ملی برای  افزایش این بودجه به 50میلیون دلار

سرانجام  دیروزبه وجود4000000 بیکاردرکشوراعتراف شد.

 ایران دارای بالاترین امارانفولانزای نوع ای درمدیترانه شرقی (خراسان )

 50هزار سرباز هخامنشی درچنگال مصر

 یک مقام صنفی:قطعات چینی عامل افت کیفیت خودروهای داخلی(قدس)

 حمله شهادت طلبانه در گروزنی پایتخت جمهری چچن

 قدرت الله علیخانی : سفیرایران برای خوشایند روس ها میی گوید توپولوف بهتر از ایرباس است .

 عبای انگلیسی وارد ایران میشود (اعتماد)

واردکنندگان چادر مشکی سالانه 250میلیلرد تومان سود میبرند ونساجی ایران  در انزوا

رهبر مسلملانان ایغورچین : 10هزار نفر در نا ارامی های اخیر ناپدید شده اند.

کشتار شیعیان الحوثی یمن در سکوت بین المللی

سازمان جهانی تجارت :ایران سی امین وارد کننده بزرگ جهان است .

وسهم ایران درصادرات جهان فقط 1 درصد می باشد

 درپی احداث جاده یی بی مصرف جنگل چندین هزارساله ابرسمنان درحال نابودی ست

دریاچه پریشان کازرون نفس های اخرش را میکشد.

واردات فولاد چینی فولادایران اززمین گیرکرد (ابتکار)

 احضارشجریان  و2.5ساعت بازجو یی از وی

 تالاب شادگان درحال نابودی ست

 ایران همچنان  درحسرت پیوستن به سازمان تجارت جهانی

+ نوشته شده توسط آرش كياني در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 6 بعد از ظهر |

گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی کاهم

تو را من چشم در راهم...                                                 نوشتاری  بیاد نیما یوشیج

 درسالروز یاد بود اسطوره شعرنوـ معمار شعر نیمایی  دراین روز های غمناک وابری پاییزی

 که هنوز داروگ های ابادی ما درفراغ نیمای عزیزمان میخواند وما بیش از همیشه در اوضاع

 پریشان امروزمان جای خالی او را با اندوهی جانکاه حس می کنیم. بهانه ای دست داد تا یاد

جاویدانش را زنده کنیم.درفراغ نیما شاعر رنجکشیده و روستا زاده ی شمالی مراسم پایانی

جایزه‌ی شعرنیما، در آخر تیرماه امسال، در سالنی خصوصی برگزار شد و شاعرانی که

شعرشان هیچ‌گونه تجانس و تناسبی با شعر نیما ندارد (شمس آقاجانی- علی باباچاهی- شاپور

 جورکش- عباس صفاری- شمس لنگرودی- حافظ موسوی- علیشاه مولوی) شعرهای شاعران

 دیگری را که آنها هم شعرشان کمترین شباهتی به شعرنیما ندارد داوری کردند، و به دو تا از

 آنها (رؤیا زرین- رضا حیرانی) به نام نیماجایزه دادند!...  مبارکشان باد. شعرذیل را تقدیم میکنم

به پیشگاه عاشقان این شاعرمیهن پرست ..لطفا قبل از خواندن ابیات زیر برای شادی روح زنده

یاد نیما فاتحه ای ذکر کنید.

 ... من از اين دونان شهرستان نيم

خاطر پر درد كوهستانيم،

كز بدي بخت، در شهر شما
روزگاري رفت و هستم مبتلا!
هر سري با عالم خاصي خوش است

هر كه را كه يك چيزي خوب و دلكش است ،
من خوشم با زندگي كوهيان
چون كه عادت دارم از طفلي بدان .

*****

به به از آنجا كه ماواي من است،
وز سراسر مردم شهر ايمن است!
اندر او نه شوكتي ، نه زينتي
نه تقليد، نه فريب و حيلتي .
به به از آن آتش شبهاي تار
در كنار گوسفند و كوهسار!

به به از آن شورش و آن همهمه
كه بيفتد گاهگاهي در رمه :
بانگ چوپانان، صداي هاي هاي،
بانگ زنگ گوسفندان ، بانگ ناي !

زندگي در شهر، فرسايد مرا
صحبت شهري بيازارد مرا ...
زين تمدن، خلق در هم اوفتاد
آفرين بروحشت اعصار باد ...

 

   قایق  

من چهره ام گرفته
من قایقم نشسته به خشکی...
با سهوشان
من سهو می خرم
از حرفهای کامشکن شان
من درد می برم
خون از درون دردم سرریز می کند!
من آب را چگونه کنم خشک؟
فریاد می زنم.
من چهره ام گرفته
من قایقم نشسته به خشکی
مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست:
یک دست بی صداست
من، دست من کمک ز دست شما می کند طلب.
فریاد من شکسته اگر در گلو، وگر
فریاد من رسا
من از برای راه خلاص خود و شما

فریاد می زنم.                فریاد می زنم!     
خانه نیما یوشیجخانه نیما یوشیج
                                                                                  خانه نیما یوشیج
پا گرفته است زمانی است مدید
نا خوش احوالی در پیکر من
دوستانم، رفقای محرم!
به هوایی که حکیمی بر سر، مگذارید
این دلاشوب چراغ
روشنایی بدهد در بر من!

من به تن دردم نیست
یک تب سرکش، تنها پکرم ساخته و دانم این را که چرا
و چرا هر رگ من از تن من سفت و سقط شلاقی ست
که فرود آمده سوزان
دم به دم در تن من.
تن من یا تن مردم، همه را با تن من ساخته اند
و به یک جور و صفت می دانم

که در این معرکه انداخته اند.  
                                                                                                        روحش شاد وراهش جاویدان

+ نوشته شده توسط آرش كياني در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 6 بعد از ظهر |

                تکرارتاریخ  و چوب بی صدا(بمناسبت13آبان88)

نوشتاری ازمدیروبلاگ :آرش کیانی

 درآستانه 13آبان تعطیلی و توقیف انتشار سه روزنامه دیگر (آرمان، فرهنگ آشتی و تحلیل

روز) بهترین گواه برای سخت تر شدن کار اصلاح طلبان در ایران امروز است.بسیاری ازانان

درزندان بسر میبرند وبسیاری مورد هجمه  شدیدترین اتهامات  قرار دارند.

درآستانه 13آبان بسیاری از اصلاح طلبان در غالب جنبش سبز ملت را به اعتراض مجدد فرا

میخوانند.با شعار دموکراسی .آزادی خواهی وادعای رهروی مهندس بازرگان دکترشریعتی 

 وایت لله طالقانی ...انگارنه انگار که همین دوستان روزگاری  به دل زنده نام مهندس بازرگان

 خون کردند وپدرپیرمان را شکستند

آری همین اقای موسوی خوینی ها .عباس عبدی . محمدرضاخاتمی و..خانم ابتکارو...بودندکه

 ازدیوارراست سفارت بالا رفتند وراست گرایانه هرمخالفی را مسلمان آمریکایی لقب میدادند و

آزادی هیچ بیانی رابرنمی تافتند وبا حملات و اعمال وتهمت هایشان دولت بازرگان(چاقوی بدون

 دسته) را به استعفاکشاندند. وبه شرکت درزد وخورد های خیابانی فخرمی فروختند

امروزپدرپیرمان مهندس بازرگان درجمعمان نیست اما ما شاهدیم که:

 هنوز3دهه نگذشته ازآن ایام تاریخ تکرارگشت وچوب عبرت را نثار مصلحانی نمود که

روزگاری اصلاح طلبان عصرخویش را لگدمال کردند .امروزکسانی که دیواربی اعتمادی رابین

 ما وآمریکا برافراختند خواستاراین رابطه اند. البته تغییر می تواند نشانه تکامل باشد که ان امری

مبارک است .

این را دراین برهه عنوان نمی کنم تا درجمع سبزاندیشان تفرقه و تضعیف وریزش لجستیکی 

 بیافرینم بلکه این تنها تلنگری ست  برای همه که بدانند زمانی که براریکه قدرت سوارند به

مخالف وآزادی بیان احترام بگذارند نه هرگاه که ازقدرت رانده شدند.

درود ورحمت حق برموتمن الملک پیرنیا . مهاتماگاندی .دکترمصدق .مهندس بازرگان .واسلاو

هاول نلسون ماندلا و..که قبل وبعدازقدرت برسراصول قانون وتحمل مخالف ایستادند و درود

برهمه انسان هایی که نشسته برقدرت به همان میزان که وقتی ازقدرت دورند به دموکراسی

ورعایت قواعد بازی جوانمردانه پایبندند.

۱۳ آبان ۸۸

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 8 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


http://server3.webgozar.com/counter/xstat.aspx?t=sum1&code=1299914&rnd=31739&s=1024x768&c=