تبليغاتX
روشنگری

                تکرارتاریخ  و چوب بی صدا(بمناسبت13آبان88)

نوشتاری ازمدیروبلاگ :آرش کیانی

 درآستانه 13آبان تعطیلی و توقیف انتشار سه روزنامه دیگر (آرمان، فرهنگ آشتی و تحلیل

روز) بهترین گواه برای سخت تر شدن کار اصلاح طلبان در ایران امروز است.بسیاری ازانان

درزندان بسر میبرند وبسیاری مورد هجمه  شدیدترین اتهامات  قرار دارند.

درآستانه 13آبان بسیاری از اصلاح طلبان در غالب جنبش سبز ملت را به اعتراض مجدد فرا

میخوانند.با شعار دموکراسی .آزادی خواهی وادعای رهروی مهندس بازرگان دکترشریعتی 

 وایت لله طالقانی ...انگارنه انگار که همین دوستان روزگاری  به دل زنده نام مهندس بازرگان

 خون کردند وپدرپیرمان را شکستند

آری همین اقای موسوی خوینی ها .عباس عبدی . محمدرضاخاتمی و..خانم ابتکارو...بودندکه

 ازدیوارراست سفارت بالا رفتند وراست گرایانه هرمخالفی را مسلمان آمریکایی لقب میدادند و

آزادی هیچ بیانی رابرنمی تافتند وبا حملات و اعمال وتهمت هایشان دولت بازرگان(چاقوی بدون

 دسته) را به استعفاکشاندند. وبه شرکت درزد وخورد های خیابانی فخرمی فروختند

امروزپدرپیرمان مهندس بازرگان درجمعمان نیست اما ما شاهدیم که:

 هنوز3دهه نگذشته ازآن ایام تاریخ تکرارگشت وچوب عبرت را نثار مصلحانی نمود که

روزگاری اصلاح طلبان عصرخویش را لگدمال کردند .امروزکسانی که دیواربی اعتمادی رابین

 ما وآمریکا برافراختند خواستاراین رابطه اند. البته تغییر می تواند نشانه تکامل باشد که ان امری

مبارک است .

این را دراین برهه عنوان نمی کنم تا درجمع سبزاندیشان تفرقه و تضعیف وریزش لجستیکی 

 بیافرینم بلکه این تنها تلنگری ست  برای همه که بدانند زمانی که براریکه قدرت سوارند به

مخالف وآزادی بیان احترام بگذارند نه هرگاه که ازقدرت رانده شدند.

درود ورحمت حق برموتمن الملک پیرنیا . مهاتماگاندی .دکترمصدق .مهندس بازرگان .واسلاو

هاول نلسون ماندلا و..که قبل وبعدازقدرت برسراصول قانون وتحمل مخالف ایستادند و درود

برهمه انسان هایی که نشسته برقدرت به همان میزان که وقتی ازقدرت دورند به دموکراسی

ورعایت قواعد بازی جوانمردانه پایبندند.

۱۳ آبان ۸۸

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 8 بعد از ظهر |

اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است

نوشتاری ازمدیروبلاگ :آرش کیانی

 اگر به چهره های جاویدان تاریخ (امثال دکترمصدق) بنگریم شایدمهم ترین پوئن ورمزماندگاری شان را بتوان

 شجاعت شان قلمدادنمود. فارغ ازتعصب های سیاسی  نیم نگاهی به همین عادل فردوسی پورمجری رک وبی

 باک عرصه ورزش داشته باشید .یا فرزادحسنی و یاعباس پالیزداریاخسروگلسرخی چه چیزمتمایزی درانان

 هویداست .                                       در قضاوتی  بی طرفانه :

اگرمرا سرنش نکنید باید بنگارم که دکتراحمدی نژاد ازمنظربسیاری ازمردم عام کشوردرزمره مردان شجاع

 پس ازمناظرات بی یرده اش قرارگرفته است .شجاعتی که اورا بعنوان مایه افتخارجناح اصولگرا قرارداد.

اما دراردوگاه اصلاحات مردانی(باعرض پوزش ازهمه مردان) چون ابطحی وعطریانفروسعیدشریعتی

برای احزاب وحامیان خویش مایه ننگ همیشگی گشتند.

آیاشما اعتارفاتی چنین ننگین رادرطول تاریخ ایران ازکدام شخصیت راست یاچپگرا.اصولگرایااصلاح طلبانی

چون دکترمصدق و..به یاددارید؟

کسانی که خویشن وافکاروعقاید وحامیان خویش راگویا با تازیانه ای به نرخ اعتراف حراج میکنند

چه ازجناح اصلاح طلب وچه اصولگرا بهترآنست که طرد شوند تا ننگشان دامنگیر یک جناح نشود

اکنون  مصداق این ننگ دریکی ازجناحین سیاسی کشرمان رخ داده .حقیر به عنوان یک نویسنده گوشه نشین

خیرخواه ازادامه حمایت احزاب اصلاح طلب از معترفان وسرپوش گذاشتن براین رسوایی با نمایشی خواندن

محاکمات طی بیانیه هایی کلیشه ای ناخرسند و شرمسارم .

براستی آیا شجاعت وپایبندی اشخاص به دیدگاه وعقایدشان مهم تر از دیدگاه ها (چه چپ یا راست ـاصلاح طلب

یا اصولگرا بودنشان ) نیست؟

شجاعت ازدل  مردان اهل درد میجوشد                         نه از دل های بی دردان که لبریز از هوس باشد

+ نوشته شده توسط آرش كياني در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 5 بعد از ظهر |

                                   مواضع  عجیب !!!

نوشتاری ازمدیروبلاگ :آرش کیانی

 رفتار در  رویکرد ماکیاولی اینگونه است که  هر عملی اگر در راستای بر آوردن منافع

 شخصی یا گروهی باشد مباح شمرده می شود.مصداق این رویکرد اخیراروبه گسترش است .

برخی از حامیان جنبش سبز به سبب مقابله با دولت، طوری موضع گیری میکنند که گویا اساساً

 دیگر امپریالیستی وجود ندارد یا صهیونیسم جنایت نمی کند یا درمیان اصلاح طلبان مفاسد

اقتصادی نداریم...!

برای نمونه اقای کروبی طی ماه ای اخیرا نسبت به دولت چین مواضع قاطع ومستقلانه ای

گرفتند واین امرقابل ستایش است . اما همین آقا کروبی فرزند احمد دوسال پیش درسفری که به

چین داشت ! رییس حزب کمونیست چین درآن دیدار دوستانه گفتند: آقای کروبی دوست

کمونیست های چین است !                             

حال این شائبه ایجاد میشود که آیا مواضع ایشان درمخالفت با چین به علت روابط دولت احمدی

 نژاد با آن کشور نیست؟

 آقای کروبی انسانی رک هستند اما چرا راجب اموال و اتهامات مالی وروابطش با شهرام

جزایری اظهارنظرنمیکند؟

یا اقای احمدی نژاد  قبل ازانتخابات نهم وعده داده بودند که با پوشش وفرم موی جوانان

 برخورد نمی کنند اماطی این چهارسال گشت ارشاد برپا  گردید. بی طرفانه عرض میکنم آیا

 دوگانگی مواضع در هرجناحی سبب بی اعتمادی مردم وریزش لجستیکی آرایشان نخواهد شد؟!

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 5 بعد از ظهر |

  تو میگویی که از دلها بگو با من

   بدان ای نازنین

   دیگر دلی در منزل ما نیست

  خریداری ندارد شعر خوش خواندن

   امان از درد بی درمان انسان بودن و ماندن

                             اگر دكتر شريعتى امروز زنده بود!؟ *

 

نوشتاری ازمدیروبلاگ :آرش کیانی

 چقدر نبودنش را احساس می کنیم اینروزها ... چقدر محتاجیم به "او"

 شریعتی روشنفکری دردمند و خیرخواه بود. وجودش را درد و رنج عمیقی فرا گرفته بود.

 آرمانش برابری و عدالت بود.

 اگر دكتر شريعتي امروز بود...

 براستی آیا اوجانب هموطنان عامی ومستضعف عدالت طلبش را میگرفت وبه آرای شان به

 دکتراحمدی نژاد احترام می گذاشت ونامه علی(ع) به حاکم اهواز را برای مردم بازگومی کرد؟؟؟

 مگرنه که از سوتک گلوی شریعتی  شنیدیم که ابوذر قهرمان، بر شن‌های داغ افتاده، در تنهایی و فقر جان می‌دهد.

 یا

 درکنارروشنفکران واقشارمتوسط ومرفه فریاد آزادی سرمی داد و سبزبرتن میکرد؟؟؟

 نمیدانم...

 اماانچه میدانم وبدان ایمان دارم این است : که اگردکترزنده بودند وبه فرض  اگراز حامیان جنبش سبز

 بودند ... هیچگاه چون برخی از زندانیان بزدل اصلاح طلب تن به اعترافاتی چنین ننگین نمی داد.

شاید به كتاب‌هايش اجازه‌ي انتشار نمي‌دادند نشريات و روزنامه‌‌ها از انتشار مطالبش ممنوع بودند. شايد هم به

قيد وثيقه‌ي چند صد ميليوني آزاد بود و بر همه‌ي ماست كه به عنوان كساني كه ميراث معنوي شريعتي‌ها،

بازرگان‌ها، طالقاني‌ها و امثال ايشان و پرچم مبارزه با ستم و فساد و بي‌عدالتي و استبداد را در دست داريم،

اين جايگاه را پاس بداريم و قدر نهيم. اگر امروز شريعتي در ميان ما نيست، ديروز هم علي در كنار شريعتي

حضور فيزيكي نداشت اما او با شناخت علي (ع) قدم در راه بي‌برگشت تعالي نهاد. ما نيز به عنوان پيروان و

شيعيان علوي، مكتبي را در اختيار داريم كه امامش تنها به آن جهت امام است كه عادل است. ما امروز

كوله ‌بار يك مبارزه‌ي هزار و چهار صد ساله را در دست داريم. مبارزه به خاطر آزادي، عدالت، كرامت

انسان. ما تاريخ و فرهنگ شيعه را در دست داريم. فرهنگي بالنده و زاينده. مكتبي كه توان پيشبرد و پيشرفت

دارد. به ما امكان مقابله با بي‌عدالتي و آزادي‌خواهي را مي‌دهد و از اين روست كه اگر چه دكتر شريعتي با ما

نيست اما انديشه‌ي او در ميان ما حضور دارد، كارايي دارد. مانند شعر حافظ است. كهنگي نمي‌گيرد. از جنس

عشق و معرفت است، در پايان قطعه‌اي از نيايش زنده‌ياد دكتر علي شريعتي كه از باور او به وجوه گوناگون

انساني و لزوم خودسازي و تعالي در تمام ابعاد زندگي بشر نشات مي‌گرفت و بيانگر حسرت‌ها و نيازهاي

عميق ما هستند را یادآور می شوم:

خدايا: عقيده‌ي مرا از دست عقده‌ام مصون بدار.

خدايا: مرا از فقر ترجمه و زبوني تقليد نجات بخش تا قالب‌هاي ارثي را بشكنم. تا در برابر قالب‌ريزي ِ غرب

بايستم و تا هم‌چون اين‌ها و آن‌ها ديگران حرف نزنند و من فقط دهانم را تكان دهم.

خدايا: مرا ياري ده تا جامعه‌ام را بر سه پايه‌ي كتاب، ترازو و آهن استوار كنم و دلم را از سه سرچشمه‌ي

حقيقت، زيبايي و خير سيراب سازم.‏

و." خدای را سپاس می گوئیم که با توسعه غربزدگی، توجه به لیبرالیسم و رشد قرتی بازی و

 سوسول گرایی و افزایش انحرافات اخلاقی و گسترش مفاسد اجتماعی در ایران توجه مردم و جوانان به

 شریعتی کاهش یافت و این نسل خدا را شکر که فاسدند و خودخواهی جانشین ایثار شد.

 خدای را سپاس که با توجه مردم به جنبش دوم خرداد مردم کشور به سوی افکار منحط لیبرالیستی روی

 آوردند" (چند سطر از مقاله ابراهیم نبوی را با نام پدر! مادر! خودتان متهمید)!

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 2 بعد از ظهر |

                            زمانه شريعتي پسر سخت‌تر است!

مصاحبه با احسان شريعتي

با کسب اجازه از ثمينا رستگاري

 (خلاصه) اگر فرض کنيم اكثريت روستائيان و اقشار حاشيه‌نشين تهيدست شهرها متمايل به نامزد

 ديگر بوده باشند، مگر نمايندگان سياسی دو طيف نبايد حقوق دگرانديش و اصولِ تحمل، تکثر و

 تناوب را برسميت بشناسند؟

گيريم ميليون‌ها شهروند حامی كانديداهاي "غيرپيروز" بنابه اظهارات رسمی، بيانگر آراي

كلان‌شهرهای کشور، به ويژه اقشار و طبقات متوسط شهري و نسل جوانی باشند. اينها مگر

 به‌لحاظ كيفيت فکری و علمی پيشقراولانِ رشد و توسعه‌ي مدني ايران و خواهان ساختارهايي

 نيستند كه بدرستی نمايندگي‌شان كنند و به مطالبات‌شان توجه نش مسلما زمانه‌ی ما سختراست .

به اين دليل ساده كه در زمان شريعتي جبهه‌ها روشن‌ بود؛ و دوست و دشمن‌ مشخص. اما

امروزه گفته می‌شود که دوستان دشمن شده‌اند يا دشمنان همان دوستان سابق اند. برخی از

روشنفكران نشان دادند كه در شناخت موقعيت اجتماعی-سياسی ناتوان و حتی گاه پرت-انگار اند.

 و مثلا پس از انتخابات اخير، ضعف‌ بعضی از اينگونه تحليل‌ها آشكار شد و اگر آنها را دوباره

بخوانيم مي‌توانيم بفهميم کدام‌ها "آدرس های عوضي" داده‌اند.

 مورد ديگر کوربينی در سياست گردش و تبادل اطلاعات آزاد است: مثلا روش حاکم بر راديو و

 تلويزيون که "رسانه ملی" است، اما کارش به‌جاي اعلام اخبار و رخدادهای عالم واقع، تبليغ

نوعی خيالات و فيکشن سياسی-عقيدتی خاص شده‌است. در حالي‌که می‌توانستند همان حال

 ‌وهوای مبتكرانه‌ی "مناظره ها" را ادامه دهند.

  (برای مطالعه کامل به ادامه مطلب رجوع کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آرش كياني در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 12 بعد از ظهر |

                                   چین دوست خوب یا بد

نوشتاری ازمدیروبلاگ :آرش کیانی

 ماجراي سرکوب خونين ايالت سين کيانگ چين فراموش شد امامسلمانان چین هنوزتحت فشارند.مقام هاي حزب کمونیست براي مقابله با هويت ملي فرهنگي مسلمانان، مهاجرت سازماندهي شده چيني هاي هان - يا چيني هاي غيرمسلمان- را طي يک دهه گذشته تدارک ديده اند. مسلمانان اويغور معتقدند منطقه آنان سهم چنداني از اقتصاد رو به رشد چين نداشته است و مقام هاي حزب امتيازهاي اقتصادي را به کساني مي دهند که ترديدي در وابستگي شان به مقام هاي حزب کمونيست وجود نداشته باشد. مسلمانان اويغور حدود 40 درصد جمعيت استان سين کيانگ را تشکيل مي دهند و شهر ارومچي مرکز اين استان در وسط جاده ابريشم به سوي شرق قرار داشته است. قرار داشتن بر سر راه جاده ابريشم و نيز احاطه شدن اين استان از سوي کشورهاي مسلمان فرهنگ و هويت خاصي را در منطقه جا انداخته است که در سابقه تاريخي چيني ها نهفته است. مقام هاي حزب معتقدند ضرورتي ندارد کسي در کشور چين ايده يي غير از کمونيسم داشته باشد .

درماه رمضان نیزفارس گزارش داد: دولت چين با وضع مقرراتي روزه گرفتن كارمندان مسلمان را ممنوع و از اقامه شعائر ديني در دانشگاه‌ها جلوگيري كرده و از برپايي ضيافت افطار جمعي توسط ممانعت به عمل مي‌آورد.

اين پايگاه خبري نوشت: حكومت چين همچنان به تبعيض نژادي و ديني خود ضد مسلمانان در ناحيه ايالت تركستان شرقي ادامه مي‌دهد بطوري كه نام آن را به شينگ يانگ تبديل كرده و كارمندان مسلمان شاغل دربخشهاي دولتي ونيز دانشجويان را در اين اقليم را به حكم قانون رسمي از روزه گرفتن درماه مبارك رمضان منع مي كند.

اسلام اليوم به نقل از اهالي اين منطقه نوشت: حتي كساني كه روزه خود را كتمان مي‌كنند توسط مسئولين چيني آزمايش مي شوند و غذايي را به آنها تقديم كرده تا از عدم روزه گرفتن شخص مطمئن شوند و هزينه ضيافت آزمايشي به اجبار از حقوق ماهيانه كارمند مسلمان كاسته مي شود و اگر روزه گرفتن شخص اثبات شود از كار بركنار يا از حقوق محروم مي شود.

اين پايگاه خبري افزود: پكن از زمان اشغال تركستان در سال 1949 چيني‌هاي نژاد "هان " را تشويق به اشتغال به حوزه هاي مختلف اين منطقه كرده تا بر ثروتهاي طبيعي آن چيرگي يابد كه نتيجه آن كاهش مسلمان از 90 درصد به 40 درصد بر اثر مهاجرت گروه زيادي نژاد هان نسبت به ساير مناطق چين است.

این وقایع در حالی ست که :

دلایل تعطیلی .بیکاری کارگران واگن پارس اراک  واردات واگن ازچین اعلام شد .(طبق اذعان رسانه ملی) ضمنا مطلع شدیم کامیون های هوو چینی که 13000ازان ها واردکشورشده ودرجاده های ایران درحال رفت وآمدند اخیرا ازسوی مسولان مربوطه غیراستاندارد و به عنوان سومین خودروی خطرناک وغیرایمنی شناخته شد .(البته هنوزدیرنشده...!)

تا قبل از اين Made In China حتی به تسبیح ها و جانمازهاي ايرانيان رسيده بود و حالا كلمه "الله" و عبارت مقدس مسلمانان يعني "بسم الله الرحمن الرحيم" را به قسمت پشت شلوارهای ايرانيان برده اند و عجب آنكه برخي برادران كه پيشتر در اعتراض به عبارت كوكاكولاي برعكس شده كفن پوش به خيابان ها مي ريختند و در جهت تحريم كوكاكولا و... حركت مي كردند و هم در برابر کشتار مسلمانان چين سكوت كرده اند و هم در برابر اين توهين آشكار.دراین شلوارها عبارت "بسم الله الرحمن الرحيم" كه "الله" آن دوبار تكرار شده است، روي جيب هاي عقب اين شلوارهاست و يك بسم الله هم برعكس نوشته شده است.امادرهفته های اخیرنیز کتانی هایی  با مارک چین درتهران دیده شد که درقسمت عقب آن ها کلمه "الله" حک گردیده بود.

چندروزپیش نیزمطلع شدیم به دلیل قاچاق ( بخوانید واردات ) کبریت چینی کارخانه های کبریت سازی ایران درشرایط  ورشکستگی قرارگرفته اند. خداوند همه ما و دوستانمان  را به راه راست هدایت فرماید .

 

 

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 6 بعد از ظهر |

 

ما وکاندیدایمان

 نوشتاری ازامین تاجور بادخل تصرف

 حضرت امیر(ع) به رفاعه حاکم اهواز نامه ای نوشته که در آن آمده: «هنگامی که نامه مرا خواندی، ابن

هرمه را... برکنار کرده و به مردم معرفی کن!‌ به زندانش افکن! آبرویش را بریز! به همه بخش‌های تابع اهواز

 بنویس که من چنین عقوبتی برای او معین کرده‌ام. مبادا در مجازات او غفلت یا کوتاهی کنی که نزد خدا

خوار می‌شوی و من به زشت ترین صورت ممکن، تو را از کار برکنار می کنم و خدا آن روز را نیاورد... شبها

زندانیان را برای هواخوری به فضای باز بیاور جز ابن هرمه...» (دعائم الاسلام، جلد 2، ص532 )

اینها تنها به این دلیل است که ابن هرمه مسئول نظارت مالی بر بازار اهواز بوده که در مسئولیت خویش

تخلف مالی کرده است. حضرت امیر(ع) که ادعای شیعگی او را داریم بی هیچ ملاحظه ای به بی آبرو

کردن وی می پردازد و تا آنجا پیش می رود که رفاعه را تهدید می کند اگر با او چنان نکند به زشت ترین

صورت ممکن او را از کار برکنار می کند.

این را گفتم برای مباحثی که رئیس جمهوری برای اولین بار در سیمای جمهوری اسلامی بیان کرد. عجیب اینجاست که کسانی که دیری است فریاد بر می آورند که چرا اینها را نام نمی برند و چرا صدا و سیما با مردم رو راست نیست و... پس از این اتفاق میمون و مبارک فریاد "وا اسلاما" شان گوش فلک را پر کرده است!!!

این اتفاق بزرگ را به فال نیک می گیریم.

اما یکی از نقدهای من بر ایشان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که به سبب اینکه خود من در باب فرهنگ و اجتماع به فعالیت مشغولم باید به صراحت بگویم که آنطور که باید و شاید نه به فرهنگ پرداخته شد و نه به ارشاد و نه به اسلام.

وزیر فرهنگ ایشان یعنی آقای صفار هرندی شاید یکی از ضعیف ترین وزرای ایشان بود که متاسفانه به دلیل مشغله فراوان دولت و سیاسی کردن تمام مسائل از طرف مخالفان دولت،کسی به نقد وضعیت این وزارتخانه آنطور که باید و شاید نپرداخت و من تنها با همین حرف میرحسین در مناظره با احمدی نژاد موافق بودم که وضعیت انتشار در ایران سیر نزولی دارد و نگران کننده است.

(برای مطالعه مطالب مرتبط به وبلاگ اقای تاجورمراجعه شود.)

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در دوشنبه چهارم آبان 1388 و ساعت 4 بعد از ظهر |

طنزتلخ:فرارگاوهای آمریکایی به ایران

نوشتاری بیادگل آقا

طی هفته های اخیر خبرهایی مبنی بر فرار2200گاو امریکایی  ازمسیربندر بوشهر به ایران درخبرگزاری ها عنوان شد.

ما نیز ضمن خیرمقدم به این عزیزان حضورشان را پس ازسالها فرار مغزهای ایران به آمریکابه فال نیک می گیریم.مطلع شدیم برخی از احزاب اصلاح طلب نیز ازدولت خواسته اند تا مقدمات تحصیل بدون کنکور را برای اینان فراهم آورد.البته آقای م.ش.ا.ی.ی دیروز فاش کردند سفراینان توریستی بوده ومشمول فرارمغزها نمی شود روزنامه کیهان نیزدرتیتراولش نوشت :"باید همه اینان اعدام وگوشتشان برای مردم فقیرکشوربرادر

گولی بالامانگو فرستاده شود"

درپی این پیشنهاد خانم ابتکارکه خواست نامش فاش نشود در گفتگو با روزنامه مردم آزاری خواستارحفظ جان وآزادی بیان گاوها وارداتی شد. حزب اعتماد ملی نیزدربیانیه اش آورد: درصورت محامکه دفاعیه و اعترافات این گاوها  تحت فشاربوده وقابل قبول نیست.

آقای خاتمی نیز هرگونه ارتباط پنهاش را با آنان رد  کرد. درنهایت دولت اعلام کرد این گاوهاذبح وگوشتشان  درتعاونی ها  به قیمت ارزان عرضه خواهد شد. جبهه مشارکت با اطلاع ازاین تصمیم دولت ان را محکوم واعلام کرد:"تازمانی که کسی ازگرسنگی نمرده باید از اعدام گاوها ونقض آزادی بیان آنان جلوگیری شود"

ضمنا دولت محترم چین با فراخوان سفیر ایران مراتب اعترا ضشان رابه واردات ایران از کشوری غیر از چین را اعلام کرد.

وایران را به رها سازی پروژه هایشان درکشورمان تهدید کرد.

واما آخرین گمان زنی ها تا امروزیعنی اول آبان  88حاکی ست قراراست این گاوها پس از ادامه تحصیل به وطنشان برگشته ودرسمت هایی چون معاونین وزیرو... مشغول به خدمت گذاری شوند.

به امید موفقیت همه مغزها

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 4 بعد از ظهر |

 

متن كامل كيفرخواست و دفاعيه متهم حمزه كرمي

پیرامون ادعای سندسازي و هزينه ميلياردي مهدي هاشمي از سازمان بهينه‌سازي در انتخابات نهم

 ( فقط جهت اطلاع رسانی )

كرمي در دفاعيات خود گفت در راستاي اغتشاشات اخير انتخابات رياست جمهوري  گفت: اگر خدا قبول كند اقارير و عرايضي كه عرض مي كنم، با زبان روزه عرض مي كنم و دوستاني كه اينجا آمدند، اظهاراتي داشتند و اين اظهارات توسط ديگران تكذيب شده، من مي خواهم بگويم اظهاراتي كه عرض مي كنم، نه به‌دليل فشار و نه به دليل اعمال نظراتي بوده است....

وي افزود: به هر حال، با اين ديدگاه كه مهدي هاشمي داشت، سازوكاري را متأسفانه براي سندسازي و جعل در آن سازمان فراهم كرده بود. سازمان بهينه سازي مصرف سوخت سازماني است كه در جهت كاهش مصرف سوخت و انرژي در كشور كار مي كند. در زمينه ساختمان و مسكن، صنعت و خودرو و در اين 3 زمينه فعاليت دارد و شركت هاي مختلفي به‌ويژه شركت هاي تبليغاتي با اين سازمان طرف قراردادند...در نتيجه به دستور آقاي مهدي هاشمي شركت هاي ذكر شده با فاكتورهاي جعلي و سند سازي موظف شده بودند كه براي تبليغات انتخابات رياست جمهوري كار كنند...
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آرش كياني در شنبه دوم آبان 1388 و ساعت 10 بعد از ظهر |

                                      تصادفات  مرگبار

   نوشتاری ازمدیروبلاگ :آرش کیانی 

در سال ميلادي (2003) براثر تصادفات رانندگي در سراسر جهان، يك ميليون و 200 هزار نفر كشته و 5 ميليون نفر دچار معلوليت شدند.

سازمان جهاني بهداشت با اعلام اين خبر افزود:

 در اين مدت آسيب ديدگان ناشي از تصادفات جاده اي روزانه 130 هزار نفر و سالانه 50 ميليون نفر، كشته شدگان ناشي از آن روزانه 3 هزار نفر و معلولان ناشي از اين حوادث روزانه 15 هزار نفر بوده است. در سراسر دنيا در اثر تصادفات رانندگي، قريب به 100 ميليون خانواده با مرگ و يا معلوليت بستگان خود رو به رو شده اند و سالانه 180 هزار كودك زير 15 سال قرباني آسيب هاي ناشي از ترافيك جاده اي مي شوند.

مرگ ومير ناشي از آسيب هاي جاده اي در جهان 19 درصد هزار نفر است كه اين ميزان در كشورهاي پيشرفته با در آمد بالا، 6/12 در هر 100 هزار نفر، در كشورهاي با در آمد كم يا توسط 2/20 و در كشورهاي آفريقايي 3/28 درصد در هر هزار نفر جمعيت است.

نتايج تحقيقات يك كارشناس ايمني حاكي از آن است كه ايران داراي رتبه نخست تصادف در دنياست. در ايران در هر ساعت 2 نفر جان خود را بر اثر حوادث رانندگي از دست مي دهند.

 معاون درمان دانشگاه علوم پزشكي ايران گفت:

 متأسفانه سالانه 300 هزار نفر ازمردم به دلايل گوناگون جان خود را از دست مي دهند كه بيش از 50 درصد آن زود رس است. سالانه بيش از 365 هزار سال از عمر مردم ايران به دليل مرگ هاي ناشي از حوادث رانندگي از بين مي رود. سكته هاي قلبي و مغزي با از بين بردن 380 هزار سال از عمر مفيد مردم، بيشترين لطمات را به جامعه مي زند، بسياري از سكته هاي قلبي و مغزي، قابل پيشگيري هستند.

 

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت 1 بعد از ظهر |

                            چرااصلاحات  شکست خورد؟

نوشتاری ازمدیروبلاگ :آرش کیانی

 با تمام اختلاف نظری  که با دکتر صادق زیبا کلام دارم اما یکی از ویژگی های پسندیده ایشان را که انتقاد از درون است بسیار میپسندم .ما اصلاح طلبان  همواره در ارزیابی عدم کامیابی هایمان به سراغ محافظه کارانرفته ایم. اما من دراین مورد با دکتر موافقم که که این نیمی از حقیقت است. از منظربنده دلایل ذیل  به همراه عدم درک صحیح از دیدگاه های و مشکلات حقیقی جامعه ومحدود کردن خویش درحلقه روشنفکران و نیازهایشان می تواند از عمده دلایل شکست های پی در پی اصلاحات می باشد :

خاتمی وعوام

 خاتمی که با آرای همه اقشار ایران به قدرت رسید.هیچگاه به مطالبات  اقشار مستضعف و

روستاییان و کشاورزان توجه نکرد و درپی  آن طیف وسیعی از جامعه به  خاتمی را یک مرفه

بی درد یافتند.خاتمی با بی توجهی به این قشروسیع از ملت ایران آنان را تشنه  رئیس جموری

مردمی ساده زیست و عدالتخواه نمود.

 خاتمی و روشنفکران

 خاتمی که با ندای ازادی از دانشگاه برخواسته بود در برابر ضربه های مهلک به نویسندگان

روشنفکران و نهایتا حوادث کوی دانشگاه نه تنها از انان حمایت نکرد بلکه به همدردی و

ابرازات نگرانی  اکتفانمود.هرچند برخی کوشیند سکوتش را سکوتی زاهدانه وانمود کنند.

 خاتمی و کابینه

 خاتمی باانتخاب کابینه ای که به گفته خودش بایکدیگر وحدت نداشته و اختلافات بسیاری

دامنگیرشان بود. میزان مدیریت خویش رابه قضاوت عموم گذاشت.اختلاص برخی از مدیران

در زمان وی لکه پاک نشدی از دولت اصلاحات بود وبسیاری شیوه حکومت وی رااینچنین می

دانند :"حرفت را خودت بزن نانت را ما می خوریم "

 خاتمی و خودش

 خاتمی شخصیتی عاری از شجاعت جسارت  بود.اوخوب سخن می گفت و هرگاه قرار بود عمل

  کند به قول خودش  "نمی گذاشتند "او بارها خود راتدارکاتچی نامید و هیچگاه لب نگشود و نامی

 از "نگذارنده گان"   نیاورد.او هیچگاه جسارت مناظره هایی مشابه احمدی نزاد را نداشت. او

 بیشتر از انکه خود مرفه ای بی درد باشد خود را خوشگذران نشان داد وهیچگاه در هیچ تریبونی

 با عوام درد دل نکرد در حالی که همیشه از ناگفته هایش دم می زد. او انقدر در اطلاع رسانی

عملکرد دولتش ناموق بود  بطوری که کارهای مثبتش را نیز مخالفان منفی جلوه دادند.او انقدر

 مظلوم نمایی کرد تا حنایش بی رنگ شد. هرچند اصلاح طلبان هنوز به تنزل شدید محبوبیت

خاتمی در اقشار فقیر جامعه باور راسخ ندارند.

 کروبی واختلاف

 وی درمجلسی اصلاح طلب انقدر ناسازگاری میکرد که فرقی با یک رییس اقتدارگرا

نداشت.اوهمواره در برابر خواسته های مردان مشارکت و مجاهدین  سنگ اندازی کرد.او

هیچگاه یک اصلاح طلب حقیقی نبود .زیاده خواهی هایش شکافی عمیق در اصلاحات رقم زد.

 افشای رشوه های  صدها میلیونی باصطلاح خیرخواهانه توسط جزایری به وی در مناظره با

احمدی نژاد رسوایی مالی دیگری برای اصلاح طلبان بود.کروبی نیز هیچگاه نتوانست درک کند

 که 5میلیون رای وی در انتخابت 84 نه بخاطر محبوبیتش بلکه به خاطر شعار پنجاه هزارتومانی

 اش بود.اما گذشته از این وی در همان سال باطرح این شعار یعنی 4 سال زودتر از اصلاح

طلبان پیشرو نشان داد که توانسته  به مشکلات اقتصادی به عنوان اصلی ترین مشکل جامعه پی

ببرد.

 معین و4 میلیون

 دکترمعین هیچگاه  پرستیژ یک رییس جمهور رانداشت. او بسیار ارام وسرد سخن می

گفت .معین با شعار های اصیل آزادی و حقوق بشر به ملت نشان داد که اصلاحات تا چه حد

میلیون ها مستضعف حامی خویش را از یاد برده وهیچ درکی از مشکلات عدیده اقتصادی شان

 ندارد.ضمن احترام به همه ی حامیان ایشان باید اعتراف کنیم که ایشان بخوبی توانست حمایت

طیفی که جهان بینی بالای زانو دارندرا جلب کند. انتخاب وی به عنوان کاندیدای مورد حمایت

اصلاح طلبان پیشرو نقطه اغازین شکست ها و تقدیم عریکه قدرت به رقیب بود.

 خاتمی و هاشمی

 خاتمی از هاشمی بوده و هست     اما این پرده ده سال برداشته نشد وبا همه دانی ! شدن این قضیه

 شاید بتوان  آن را یکی از دلایل اصلی  شکست  اخیر اصلاحات برشمرد.هرچنداقای هاشمی با

وجود تمام اتهامات اقتصادی مطرح شده علیه خانواده اش هنوز در طیف هایی از جامعه که

عموما از چارک های  اقتصادی  بالا محسوب می شوند دارای محبوبیت بوده وانان  ازوی همواره

به عنوان شخصیتی کاردان وباتجربه یاد میکنند.

 موسوی وهاشمی

 در کنار هم قرار گرفتن این دو چهره باسابقه وکاردان سیاسی  توانست بهترین سوژه برای

مناظره شود  و اتهامات مالی به خانواده هاشمی  وسکوت موسوی در حمایت از وی باعث

شکست اصلاحات شد.اقای احمدی نژاد با جسارت تحسین برانگیزش رک تر از همیشه اتهاماتی

 را مطرح و با کنار هم قرار دادن 3رقیبش  شکست تلخشان و نیز محبوبیت فراگیر خویش را

رقم زد.وبطور کلی حمایت کارگزاران از موسوی نتیجه ای عکس داد.

 

موسوی و مناظره

 موسوی جدا از نداشتن شجاعت و جسارت در مناظره با همه رقبایش  هیچگاه نتوانست شیوا

سخن بگوید و ملت را درحمایت از خویش در برابر اظهارات احمدی نزاد ترغیب کند

او خویش را به تهران محدود کرد و هنوز نتوانسته درک کند میلیون ها ایرانی در شهرها

وروستا ها پس از مناظره از وی روی بر گرداندند. اما باید دانست که وی در میان اقشار

روشنفکر و دانشگاهی محبوبترین کاندیدابود.   هرچند وی و دیگر اصلاح طلبان تاکنون به

شکاف اسفناک در جامعه ایران

یعنی تقابل فقیرو غنی        روستایی وتهرانی       عدالت طلب وآزادیخواه     عامی و روشنفکر

  پی نبرده اند.

 

به امید درک متقابل روشنفکران و عوام ایران از یک  و رسیدن توامان به عدالت وآزادی

آرش کیانی

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت 10 قبل از ظهر |
سخن سردبیر در نسخه جدید حافظ  با عنوان  :    آزادی قلم و محاکمه ی مجدد ماهنامه ی حافظ

هموطنان   عزیز بخوانید    و    بیدار باشید      قصه های ماهنامه حافظ لالایی برای خواب نیست.

+ نوشته شده توسط آرش كياني در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 2 بعد از ظهر |
به مناسب بزرگداست یاد و خاطره حافظ

ادامه توقیف ماهنامه ارزشمند حافظ را توسط وزارت ارشاد تسلیت عرض میکنیم

ماهنامه حافظ با مديريت و سردبيري بزرگمردمیهن پرست جناب اقای پروفسور سيد حسن امين

 در ١٣٨٢ پا گرفت و با همكاري چهره هاي برجستهي فرهنگ و سياست، به خدمت فرهنگي

پرداخت اما ننگ این است که تا کنون هیچ یک از رهبران مدعی ازادی جنبش سبز و

اصلاح طلبان همین شیفتگان آتشین خدمت در این مورد حتی ابراز عقیده و تاسف نکردند

ادرس سایت ونسخ مجازی ماهنامه حافظ  www.hafizmonthly.com

+ نوشته شده توسط آرش كياني در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 2 بعد از ظهر |

درس‌هایی برای تاریخ/نوشتاری از ارش کیانی :

"نه" 24 میلیوني ایرانی به پروژه آزادی منهای عدالت

 

 هنگام گریستن است آیا: آشکارا، یا در دل؟ شاید هم نه: حقمان همین نبود؟ اکنون

 همه‌ی کسانی که از پیش نظری داده بودند و چیزی گفته‌بودند، با تفسیری از دیدگاه

 خود می‌گویند: «دیدید گفتم؟» و من بیزارم از این   «دیدید گفتم».

 آری من نیز اکنون باید بگویم (دیدید گفتم)

 احمدی نژاد پیروز شد.وبه راستی او پیروز شد آنهم با آری 25 میلیونی

 و شادی را دل های پراقشار محروم جامعه و لبخند را بر لب های بسته شان نشاند.

 مبارکشان باد

 

اما امروز تئوری  "  پیله اصلاحات  "که سالها پیش آن را ارائه کرده بودم به شکل فاحشی

نمایان شد.

 مردان اصلاحات  طی همه ی این سالها پیله ای به دور خوش تنیدند

 پیله ای به وسعت تهران و...

 وپیله ای از روشنفکران  .  دانشجویان  . اساتید و منتقدان  سیستم

 آنان روز به روز از توده مردم ایران فاصله گرفتند

 

نیاز های میلیون ها روستایی ...کشاورز...کارگر...را که شبها گشنه سر به بالین مینهاند ز یاد بردند

 شعا رهای انتخاباتی شان در انتخابات نهم  اوج  عدم درک آنان از مشکلات اقشار مستضعف جامعه ایرانی بود . 

 و امروز در انتخابات دهم بنده شاهد بودم که اکثریت شهرستانی های ایران 

اسطوره رهایی شان  ازفقر ورنج و همدرد شان را محمود احمدی نژاد دانسته و او را انتخاب کردند

 هرچند در  تهران اکثریت با مهندس موسوی بودند

 اما انچه قابل تامل است این است که

 جریان و سران اصلاح طلب  انتخاب احمدی نژاد را توسط میلون ها ایرانی ستضعف باور ندارند

 آنان هنوز در پیله ی تهران محبوسند

 آرزوی همشیهگی ام شکستن این پیله و پرواز پرنده اصلاحات در آسمان وطنم بود

 و این ممکن نخواهد بود مگر انکه روشنفکران اصلاح طلب قدری به خود آیند و درد های

 

اقتصادی ملت ایران را درک کنند و  از حصار پیله ی تهران خارج شده و سری به روستا ها بزنند 

 شاید امیدی باشد  به همدردی و پیوستن  روشنفکران و عوام

 همان مسئله ای که دکتر شریعتی همیشه گوشزد میکردند

 شاید اگر آقای عطریانفرمیدانست بسیاری ازهموطنانش  شبها گشنه سربه بالین می نهند

 اگر آقای محمدخاتمی برای یک بار هم که شده دست دوستانشان را میگرفت و به روستا ها سرمی زد

 

اگر روشنفکران مشارکت  مستضعفان را از یاد نمی بردند

 ملت امروز انان را برمی گزیدو

 میر حسین با  آرای قاطع پیروز بلامنازع  انتخابات بود ودگر نیازی به این ناله ها نبود

 آنان هشت سال آزادی منهای عدالت را تقدیم ملت کردند

 

آقای خاتمی خوب میدانند که توسعه نامتوازن یعنی چه؟؟؟!

 خاتمی سالها گفت خواستم و نگذاشتند...!

 اکنون کاری به راست یا دروغ بودنش  ندارم اما چرا یک بار لب نگشود!؟

 چرا جرات نکرد اگر سخنش بر حق بود!؟

 بسیاری امروز شجاعت و صراحت احمدی نژاد را میستایند و از ان بابت به وی رای دادند

 

اصلا ح طلبان بودند که نهال دولت امروز را با درک نادرستشان و عملکرددوراز

 انتظارشان ابیاری کردند

 چون محبوب امدند   و محجور رفتند

 زین پس چه بر سر مشارکت . مجاهدین انقلاب و روشنفکران اصلاحات  چه خواهد امد

 

نمی دانم اما انچه میدانم اینست که آنان جایگاه و وجهه خویش را اگرچه در گذشته با

 عملکرد شان خدشه دار کرند

 آنچه برای من  مهم است آینده احزاب  اصلاح طلب نیست

 بلکه من نگران آینده روشنفکری در جامعه ایران هستم

 روشنفکری ای که امروز با قدرت و ثروت و اشرافی گری پیوند خورده

 امیدوارم بزرگان اصلاحات و روشنفکران مرفه چپ گرای میهنم اکنون پنبه ها از گوش

 خویش بردارندو صدای  ملت "" آزادی منهای نان نمیخواهیم ""شان را بشنوند و

 به خود آیند.

 

با کمال تاسف            ۲۲خرداد/تیر /مرداد/سهریور/مهر۸۸                              

  آرش کیانی

 

 

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 3 بعد از ظهر |

 

تقدیم به پیشگاه سید محمد خاتمی به مناسب جشن تولد ش

 

در گوش من فسانه دلدادگی مخوان!

دیگر ز من ترانه شوریدگی مخواه!

این هم حکایتی است

اما در این زمانه که درمانده هر کسی

از بهر نان شب

دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست

شاد و شکفته در شب جشن تولدت

تو بیست شمع خواهی افروخت تابناک

امشب هزار دختر همسال دخترت ولی

خوابیده اند گرسنه و سخت روی خاک 

زیبا است رقص و ناز سرانگشت های تو

 

بر پرده های ساز

اما هزار دختر بافنده این زمان

با چرک و خون زخم سرانگشت هایشان

جان می کنند در قفس تنگ کارگاه

از بهر دستمزد حقیری که بیش از آن

پرتاب می کنی تو به دامان یک گدا!

وین فرش هفت رنگ که پامال رقص تو است

از خون و زندگانی انسان گرفته رنگ

در تار و پود هر خط و خالش هزار رنج

در آب و رنگ هر گل و برگش: هزار تنگ

ترسوی محبوب سخنور بیدرد تولذت مبارک

+ نوشته شده توسط آرش كياني در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 1 بعد از ظهر |
پس از سالها فرار مغزهای ایران به امریکا۲۲۰۰گاو امریکایی به ایران فرار کردند

 بزودی  می خوانید

نوشتاری طنز

به قلم مدیر وبلاگ : ارش کیانی

 

 

+ نوشته شده توسط آرش كياني در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 3 بعد از ظهر |
سعید حجاریان بزرگترین  تئوریسین وجانباز اصلاحات آزاد شد

البته پس از اعتراف و در ضمن تا کنون مواضع و اعترافات خویش را تغییر نداده

           و همچنان بر مواضع جدید ش پس از اعتراف پایبند است.

+ نوشته شده توسط آرش كياني در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 10 بعد از ظهر |
                  پس از ده ها سال استقلالی ها و پرسپولیسی ها متحد شدند

                                        با شعار مشترک:

                          فوتبال با سیاست نمی خوایم نمی خوایم

۱                                                =                                                     ۱                                                      

+ نوشته شده توسط آرش كياني در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 و ساعت 3 بعد از ظهر |
با تو میگویم:

ايا در ايران فقط دولت حق حرف زدن دارد؟

مگر فرصتي كه در مناظرات به همه ما داده شده حق حرف زدن نبود

پس چرا حرفي نزديد؟!!!اخرین حرف  تان اعترافات  ننگین تان بود.مگر غیر از این است؟

+ نوشته شده توسط آرش كياني در پنجشنبه نهم مهر 1388 و ساعت 1 بعد از ظهر |
تاثير اقتصاد بر فرهنگ جامعه ايران

+ نوشته شده توسط آرش كياني در پنجشنبه نهم مهر 1388 و ساعت 1 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


http://server3.webgozar.com/counter/xstat.aspx?t=sum1&code=1299914&rnd=31739&s=1024x768&c=