چرااصلاحات شکست خورد؟
نوشتاری ازمدیروبلاگ :آرش کیانی
با تمام اختلاف نظری که با دکتر صادق زیبا کلام دارم اما یکی از ویژگی های پسندیده ایشان را که انتقاد از درون است بسیار میپسندم .ما اصلاح طلبان همواره در ارزیابی عدم کامیابی هایمان به سراغ محافظه کارانرفته ایم. اما من دراین مورد با دکتر موافقم که که این نیمی از حقیقت است. از منظربنده دلایل ذیل به همراه عدم درک صحیح از دیدگاه های و مشکلات حقیقی جامعه ومحدود کردن خویش درحلقه روشنفکران و نیازهایشان می تواند از عمده دلایل شکست های پی در پی اصلاحات می باشد :
خاتمی وعوام
خاتمی که با آرای همه اقشار ایران به قدرت رسید.هیچگاه به مطالبات اقشار مستضعف و
روستاییان و کشاورزان توجه نکرد و درپی آن طیف وسیعی از جامعه به خاتمی را یک مرفه
بی درد یافتند.خاتمی با بی توجهی به این قشروسیع از ملت ایران آنان را تشنه رئیس جموری
مردمی ساده زیست و عدالتخواه نمود.
خاتمی و روشنفکران
خاتمی که با ندای ازادی از دانشگاه برخواسته بود در برابر ضربه های مهلک به نویسندگان
روشنفکران و نهایتا حوادث کوی دانشگاه نه تنها از انان حمایت نکرد بلکه به همدردی و
ابرازات نگرانی اکتفانمود.هرچند برخی کوشیند سکوتش را سکوتی زاهدانه وانمود کنند.
خاتمی و کابینه
خاتمی باانتخاب کابینه ای که به گفته خودش بایکدیگر وحدت نداشته و اختلافات بسیاری
دامنگیرشان بود. میزان مدیریت خویش رابه قضاوت عموم گذاشت.اختلاص برخی از مدیران
در زمان وی لکه پاک نشدی از دولت اصلاحات بود وبسیاری شیوه حکومت وی رااینچنین می
دانند :"حرفت را خودت بزن نانت را ما می خوریم "
خاتمی و خودش
خاتمی شخصیتی عاری از شجاعت جسارت بود.اوخوب سخن می گفت و هرگاه قرار بود عمل
کند به قول خودش "نمی گذاشتند "او بارها خود راتدارکاتچی نامید و هیچگاه لب نگشود و نامی
از "نگذارنده گان" نیاورد.او هیچگاه جسارت مناظره هایی مشابه احمدی نزاد را نداشت. او
بیشتر از انکه خود مرفه ای بی درد باشد خود را خوشگذران نشان داد وهیچگاه در هیچ تریبونی
با عوام درد دل نکرد در حالی که همیشه از ناگفته هایش دم می زد. او انقدر در اطلاع رسانی
عملکرد دولتش ناموق بود بطوری که کارهای مثبتش را نیز مخالفان منفی جلوه دادند.او انقدر
مظلوم نمایی کرد تا حنایش بی رنگ شد. هرچند اصلاح طلبان هنوز به تنزل شدید محبوبیت
خاتمی در اقشار فقیر جامعه باور راسخ ندارند.
کروبی واختلاف
وی درمجلسی اصلاح طلب انقدر ناسازگاری میکرد که فرقی با یک رییس اقتدارگرا
نداشت.اوهمواره در برابر خواسته های مردان مشارکت و مجاهدین سنگ اندازی کرد.او
هیچگاه یک اصلاح طلب حقیقی نبود .زیاده خواهی هایش شکافی عمیق در اصلاحات رقم زد.
افشای رشوه های صدها میلیونی باصطلاح خیرخواهانه توسط جزایری به وی در مناظره با
احمدی نژاد رسوایی مالی دیگری برای اصلاح طلبان بود.کروبی نیز هیچگاه نتوانست درک کند
که 5میلیون رای وی در انتخابت 84 نه بخاطر محبوبیتش بلکه به خاطر شعار پنجاه هزارتومانی
اش بود.اما گذشته از این وی در همان سال باطرح این شعار یعنی 4 سال زودتر از اصلاح
طلبان پیشرو نشان داد که توانسته به مشکلات اقتصادی به عنوان اصلی ترین مشکل جامعه پی
ببرد.
معین و4 میلیون
دکترمعین هیچگاه پرستیژ یک رییس جمهور رانداشت. او بسیار ارام وسرد سخن می
گفت .معین با شعار های اصیل آزادی و حقوق بشر به ملت نشان داد که اصلاحات تا چه حد
میلیون ها مستضعف حامی خویش را از یاد برده وهیچ درکی از مشکلات عدیده اقتصادی شان
ندارد.ضمن احترام به همه ی حامیان ایشان باید اعتراف کنیم که ایشان بخوبی توانست حمایت
طیفی که جهان بینی بالای زانو دارندرا جلب کند. انتخاب وی به عنوان کاندیدای مورد حمایت
اصلاح طلبان پیشرو نقطه اغازین شکست ها و تقدیم عریکه قدرت به رقیب بود.
خاتمی و هاشمی
خاتمی از هاشمی بوده و هست اما این پرده ده سال برداشته نشد وبا همه دانی ! شدن این قضیه
شاید بتوان آن را یکی از دلایل اصلی شکست اخیر اصلاحات برشمرد.هرچنداقای هاشمی با
وجود تمام اتهامات اقتصادی مطرح شده علیه خانواده اش هنوز در طیف هایی از جامعه که
عموما از چارک های اقتصادی بالا محسوب می شوند دارای محبوبیت بوده وانان ازوی همواره
به عنوان شخصیتی کاردان وباتجربه یاد میکنند.
موسوی وهاشمی
در کنار هم قرار گرفتن این دو چهره باسابقه وکاردان سیاسی توانست بهترین سوژه برای
مناظره شود و اتهامات مالی به خانواده هاشمی وسکوت موسوی در حمایت از وی باعث
شکست اصلاحات شد.اقای احمدی نژاد با جسارت تحسین برانگیزش رک تر از همیشه اتهاماتی
را مطرح و با کنار هم قرار دادن 3رقیبش شکست تلخشان و نیز محبوبیت فراگیر خویش را
رقم زد.وبطور کلی حمایت کارگزاران از موسوی نتیجه ای عکس داد.
موسوی و مناظره
موسوی جدا از نداشتن شجاعت و جسارت در مناظره با همه رقبایش هیچگاه نتوانست شیوا
سخن بگوید و ملت را درحمایت از خویش در برابر اظهارات احمدی نزاد ترغیب کند
او خویش را به تهران محدود کرد و هنوز نتوانسته درک کند میلیون ها ایرانی در شهرها
وروستا ها پس از مناظره از وی روی بر گرداندند. اما باید دانست که وی در میان اقشار
روشنفکر و دانشگاهی محبوبترین کاندیدابود. هرچند وی و دیگر اصلاح طلبان تاکنون به
شکاف اسفناک در جامعه ایران
یعنی تقابل فقیرو غنی روستایی وتهرانی عدالت طلب وآزادیخواه عامی و روشنفکر
پی نبرده اند.
به امید درک متقابل روشنفکران و عوام ایران از یک و رسیدن توامان به عدالت وآزادی
آرش کیانی
+ نوشته شده توسط آرش كياني در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت
10 قبل از ظهر |